کد خبر : 5074
زمان انتشار :
facebook twitter google+ cloob Yahoo print

خبرآنلاین: ناگفته‌های لاریجانی درباره روایت صداوسیما از کنفرانس برلین، تحصن مجلس ششم و ماجرای کوی دانشگاه

خبرآنلاین: ناگفته‌های لاریجانی درباره روایت صداوسیما از کنفرانس برلین، تحصن مجلس ششم و ماجرای کوی دانشگاه

واکاوی خاطرات دکتر علی لاریجانی از مسئولیت های او در سازمان صداوسیما، وزارت فرهنگ و مجددا صداوسیما در گفت و‌گوی حاضر پی گرفته شده است.

لاریجانی در این گفت وگوی صمیمی، مطالبی را برای اولین بار بازمی گوید، بویژه از چالش‌هایی که در دوره دوم ریاست خود بر سازمان صداوسیما با جناح دوم خرداد داشته است. به یاد داریم که در آن سال‌ها قوای مجریه و مقننه به طور کامل در اختیار جناح دوم خرداد بود و افراطیون، صداوسیما و مدیریت آن را آماج حملات خود قرار داده بودند؛ سنگری که حتی تا روز آخر نتوانستند آن را فتح کنند و از همین سنگر بود که ناکارآمدی افراطیون و رفتار خلاف منافع ملی آنان (از جمله کنفرانس برلین، غائله 18 تیر، لوایح دوقلو و تحصن در مجلس ششم) برای مردم روشنگری شد که نقش مهمی در رویگردانی جامعه از افراطیون داشت. لاریجانی در این گفت و گو همچنین مبانی توسعه رسانه‌ای را _که در دوره او رخ داد_ بازگو می کند. در زیر، متن خلاصه شده این گفت وگوی سه ساعته را می خوانید که بخش‌هایی از آن به دلیل رعایت اختصار، حذف شده اما متن کامل آن در «خبرآنلاین» منتشر شده است. در یکی از این بخش‌ها لاریجانی با حافظه‌ای مثال زدنی، نام و نقش بسیاری از مدیران همکار خود را ذکر می کند و برخلاف سنت رایج مدیران ارشد، متواضعانه از نقش آنان تقدیر می کند.
 
آقای دکتر لاریجانی ، درست است که شما چهار سال ریاست مجلس شورای اسلامی را به عهده دارید اما از ابتدای انقلاب در کارهای اجرایی و سیاسی بوده اید صدا و سیما و سپاه و وزارت ارشاد و شورای عالی امنیت ملی ظاهرا اولین کار اجرایی شما در صدا و سیما بوده . آیا می توانید توضیحی در این زمینه بدهید ؟
‌ از سال 58 در مدیریت های مختلف صدا و سیما بودم از جمله پخش رادیو ، ‌مدیریت برون مرزی ، ‌مدیریت دفتر مرکزی خبر. پس از تصویب قانون صدا و سیما در مجلس در اواخر سال 59 هم به عنوان اولین مدیرعامل صدا و سیما انتخاب شدم توسط شورای سرپرستی . آن زمان بنی صدر رئیس جمهور بود و شهید رجایی نخست وزیر . بنی صدر با نیروهای حزب اللهی و روحانیت و بخصوص سران حزب جمهوری اسلامی مثل شهید بهشتی و شهید باهنر، درگیر بود لذا دوره بسیار حساسی بود ، حتی برخی از سیاسیون که به امام علاقه زیادی داشتند از بنی صدر حمایت می کردند چون او افکار خود را در لایه های ابهام آمیزی مطرح می کرد و خیلی ها ، عمق نفاق او را درک نکرده بودند . برخی شخصیت هایی که امروز جزو اصلاح طلب ها یا جریان چپ محسوب می شوند آن زمان طرفدار بنی صدر بودند و مخالف حزب جمهوری اسلامی. البته در جریان راست هم افراد کمی چنین وضعی داشتد . من با اینکه سن کمی داشتم تفکر بنی صدر را شناخته بودم و احساس می کردم وطیفه ملی و دینی ام این است که ماهیت او رابرای مردم روشن کنم در ابتدای کار مردم اقبال زیادی به بنی صدر داشتند و او هم در فریبکاری آدم حرفه ای بود . حادثه 14 اسفند نقطه عطف بود . وقتی فیلم های آن سخنرانی و حواشی آن را آوردند تصمیم گرفتم همه آن را پخش کنم تا مردم ، وضع و فکر و رفتار رئیس جمهور را بشناسند . خودم در پخش تلویزیون حاضر شدم و تا پایان پخش برنامه ، آنجا مستقر بودم . آن زمان تماس از طریق پیج برقرار می شد ، هرچه تماس گرفتند پاسخ ندادم ،‌ می دانستم فشار آغاز شده است . از فردای آن روز عکس العمل همه نهادها و احزاب و انجمن ها علیه بنی صدر را در اخبار پخش کردیم. این اقدام ، فضای غبار آلود بنی صدر و اطرافیان او را روشن کرد.
دوران بسیار پر تحولی بود . گروه های سیاسی چپ و راست ، از همه نوع فعال بودند. توده ای ها ،‌ فدائیان خلق (اکثریت و اقلیت) ، پیکاری ها ، ‌منافقین، سوسیالیست های مائوئیست و ... در اسلامی ها هم تنوع زیاد بود از جنبش مسلمانان مبارز تا طرفداران قذافی . ‌نکته مهم در این زمینه هم نا روشن بودن مواضع این گروه ها برای مردم بود . مثلا گروه های مارکسیست از دفاع محرومان و خلق و طبقه کارگر و پرولتاریا سخن می گفتند ولی از مبارزه با دین و خدا حرف نمی زدند تا در بین مردم منفور نشوند . در واقع نوعی فریبکاری داشتند . یا توده ای ها نمی گفتند که پول از شوروی می گیریم و برای آنها کار می کنیم و اطلاعات به آنها می دهیم . باید این وضع روشن می شد . البته کسانی که کتاب خوان بودند و اهل مباحث فلسفی بودند می توانستند کالای خود را پیدا کنند ولی عموم مردم در شرایط انقلابی با رسانه ها و فرهنگ شفاهی انس داشتند. لذا طرحی را آماده کردیم که گروه های سیاسی و فکری جامعه را در برنامه تلویزیونی به مناظرات دعوت کنیم . ابتدا جلساتی ترتیب دادیم از احزاب مختلف . شهید بهشتی حضور داشتند ، گروه های توده ای و فدائیان خلق و سایر گروه ها هم حضور داشتند . دو سنخ برنامه توافق شد : برنامه های معرفتی و برنامه های سیاسی . در برنامه های معرفتی ، احسان طبری از حزب توده و فرخ نگهدار از فدائیان شرکت می کردند. آیت الله مصباح و دکتر سروش هم از اسلامیون .‌در برنامه های سیاسی ، شهید بهشتی از حزب جمهوری اسلامی بودند . کیانوری از توده ای ها و سایر ان هم بودند . پخش این برنامه ها خیلی از مواضع را بین مردم روشن کرد و یک نقطه عطف بود .

چرا این مناظرات ادامه نیافت ؟


شاید دو دلیل داشت، یکی فضای سیاسی کشور که با خروج مسلحانه منافقین و عزل بنی صدر و فرار او تغییر کرد و دلیل دیگر ، کم تدبیری. همیشه وقتی فضای سیاسی نسبتا یکدست می شود تدابیر ارتقاء بخش در حوزه معرفتی و سیاسی رنگ می بازد و سست می شود . یادم هست روزی با احسان طبری و برخی از آقایان برای ضبط برنامه به سمت استودیو می رفتیم . چند برنامه ای که از قبل ضبط شده بود درباره تضاد دیالکتیکی بود. و این بار درباره هستی و خدا و انسان قرار بود بحث شود. احسان طبری حاشیه می رفت، آخرالامر گفت اگر شما می خواهید پشت تلویزیون بگویم ما خدا را قبول نداریم ،‌ نخواهم گفت ! هر چند مخفی کاری می کردند ولی این برنامه ها تا حدود زیادی وضع افکار گروه ها و مواضع آنها را روشن کرد .

کار بعدی شما چه بود ؟


در سال1360 به خاطر اختلاف با شورای سرپرستی در نحوه ادامه کار سازمان ،‌کنار کشیدم و مدتی به کارهای مطالعاتی پرداختم ، بیشتر در حوزه فلسفه. و مدتی هم در وزارت کار با آقای احمد توکلی همکاری کردم و بعد به وزارت پست و تلگراف و تلفن که آقای سید مرتضی نبوی وزیر آن بود رفتم . این دوره ها کوتاه بود . بعد وارد سپاه شدم ، تا اواخر سال 70 در سپاه بودم . آخرین مسئولیت من در سپاه ، جانشین ستاد کل سپاه بود .

بعد به وزارت ارشاد رفتید ؟


بله ، بعد از اینکه آقای خاتمی که آن زمان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند استعفا کردند ، رهبر معظم انقلاب به آقای هاشمی که آن زمان رئیس جمهور بودند ، توصیه کردند که مرا به عنوان وزیر معرفی کنند . روزی آقای میر محمدی که رئیس دفتر آقای هاشمی بود تماس گرفت و موضوع را با من در میان گذاشت و بعد با آقای هاشمی ملاقات کردم . قبلا از زمان صدا و سیما و سپاه با آقای هاشمی آشنایی داشتم ولی در طول مدت سپاه ، کمتر ملاقات مهمی داشتم . ایشان موضوع را مطرح کردند و ایده های مرا درباره کار وزارت فرهنگ پرسیدند و بعد گفتند خوبست بامقام رهبری ملاقاتی داشته باشی . چند روز بعد خدمت رهبری رسیدم . ایشان فرمودند که به آقای هاشمی ، شما را معرفی کرده ام و درباره اوضاع فرهنگی و وظیفه خطیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطالبی فرمودند و قرار شد جلسه مفصل تری خدمتشان برسم و ایده های خود را دقیق تر بیان نمایند .

آیا تجربه وزارت ارشاد نسبت به کارهای قبلی ارزش بیشتری داشت ؟


البته هر کدام از این مسئولیت ها ویژگی خودش را داشت و نمی توان بسادگی برای آنها ترتیب قائل شد. سپاه محیطی بسیار باصفا و پر از حوادث مجاهدت خیز و پر حماسه است و افرادی که در آن زمان در تیپ ها و لشگرها و ستادهای آنها فعال بودند از معیارهای متفاوتی برخوردار بودند که کمتر نظیر آنها را بتوان یافت. البته دوران صدا و سیما در ابتدای انقلاب هم نوعی مجاهدت محسوب می شد چون بنی صدر و منافقین آماده شده بودند برای تسخیر انقلاب و نابودی مسیر اسلامی . لذا مباره با آنان هم برای خود از جایگاه معتبری برخوردار بود .
در بدو ورود به وزارت فرهنگ ، ‌احساس کردم بیشتر افراد سیاسی یا افکار عمدتا سیاسی بر این وزارتخانه تسلط یافته اند و دغدغه فرهنگی ، کمتر مساله اصلی است . از فرهنگ هم وقتی صحبت می شد بیشتر جنبه فانتزی و لوکس آن مورد توجه بود تا مشکلات واقعی فرهنگی کشور که توده های جوان با آن مواجهند. البته نمی گویم همه امور چنین بود بلکه وضع غالب اینگونه بود . پس از مدتی ، استراتژی کاری من بر این قرار گرفت که توسعه فرهنگی را با روحیات دینی و معنوی ، محور کار قرار دهم . یادم هست طرحی را به شورای عالی انقلاب فرهنگی بردم که به جای تاسیس مراکز فرهنگی و کتابخانه ها که عمدتا با اعتبارات اندک و تعداد کمی بودند ، با کمک مساجد ، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی و هنری تاسیس کنیم که خود هیات امنای مسجد آن را اداره کند . با این کار ، هم حجم زیادی کتابخانه و مراکز فرهنگی و هنری تاسیس می شد و هم پرسنل زیاد بر وزارتخانه بار نمی شد و هزینه بر نبود لذا شورای مراکز فرهنگی هنری با تصویب شورای انقلاب فرهنگی آغاز به کار کرد .
آن زمان ویدئو را ممنوع کرده بودند . حالا شاید با گسترش وسایل ارتباطی برای شما خنده آور باشد که در آن زمان وارد کردن دوربین و دستگاه ویدئو هم ممنوع بود ! البته قاچاقی می آمد و چون محصولات آن هم متنوع بود عموما نوارهای مناسب در اختیار مردم قرار نمی گرفت . پیشنهادی به شورای انقلاب فرهنگی بردم و این ممنوعیت را لغو کردیم و اجازه تاسیس مراکز فروش کالاهای تصویری را به بخش خصوصی با مجوز و نظارت وزارت فرهنگ دادیم و همین امر رونقی به تولیدات تصویری داد .
در زمینه فیلم و کتاب هم کارهای خوب و فاخری آغاز شد . آن زمان مقام معظم رهبری نامه ای به من نوشتند در مورد کارهای بنیادینی که باید در حوزه رمان ، ‌داستان و فیلمنامه صورت گیرد . در آن نامه برخی آثار ماکسیم گورکی و داستایفسکی را مثال زدند که چقدر در سطح خود اثرات فرهنگی داشته است . ایده ایشان این بود که نویسنده برجسته را مورد حمایت قرار دهیم تا آثار فاخر فرهنگی و هنری بنگارد ،‌ نامه بسیار جالبی است . برای من خیلی جالب بود که یک عالم دینی اینقدر در آْثار فرهنگی و ادبی ،‌ غور کرده باشد . البته عمر کار من در وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی نیز طولانی نبود ، شاید حدود دو سال .

اما با توجه به این نامه باید قاعدتا بیشتر در وزارت ارشاد ماندگار می شدید .
بله ، تصور من هم همین بود و برای تحقق نظر ایشان در حال ساماندهی بودیم که روزی در دیداری که با ایشان داشتم ،‌ مسئله ریاست سازمان صدا و سیما را مطرح کردند و اینکه باید آنجا متحول شود ، چندصباحی طول کشید تا مسئولیت صدا و سیما را به عهده گرفتم چون هم باید با رئیس جمهور صحبت می کردم که از وزارت فرهنگ استعفا دهم و هم برخی مقدمات وتردیدها ، شروع کار را کمی به تاخیر انداخت . اجمالا در اواخر سال 72 با حکم مقام معظم رهبری به ریاست سازمان صدا و سیما منصوب شدم. متن حکم ایشان طولانی بود و در آن مسیر کار و ماموریتی که باید انجام شود اجمالا تدوین شده بود .

شما به صدا و سیما توسعه دادید . با چه محاسبه ای به جای توسعه کیفی به توسعه کمی روی آوردید ؟


در آن زمان ما دو شبکه تلویزیونی داشتیم که عصرها از ساعت 4 شروع به کار می کردند تا ساعت 11 شب و سه شبکه رادیویی داشتیم . پس از بررسی اولیه چند ماهه در صدا و سیما به این نتیجه رسیدم که اولا پتانسیل کار فرهنگی و هنری در صدا و سیما خیلی بیشتر از این حدی است که به آن مشغول است . ثانیا نیاز کشور با توجه به حضور شبکه های رقیب خیلی افزون از این تعداد شبکه رادیو و تلویزیونی است ، البته آن زمان این تعداد ماهواره نبود ولی آغاز شده بود . ثالثا در کارهای فرهنگی و هنری ، در حین تلاش و توسعه کمی می توان به آثار فاخر دست یافت یعنی در بین تعداد اثر فرهنگی و هنری که تولید می شود تجربه کافی برای تولید بهتر فراهم می گردد. در واقع در پویایی، آثار فاخر تولید می شود نه در ایستایی.
بر این اساس ، یک برنامه اولیه با استراتژی مشخصی تدوین کردم و در ایام تعطیلات عید به مشهد مشرف شدم . رهبر معظم انقلاب هم در آنجا بودند. نتایج تحقیقات خود و اجمال استراتژی آینده سازمان را در میان گذاشتم و باتدبیر ایشان کار آغاز شد . ابتدا پخش شبکه یک را از صبح آغاز کردیم ، بعد شبکه 2 افزایش ساعت پیدا کرد . نوعی رقابت بین این دو ایجاد شد . بعد شبکه 3 به عنوان شبکه ورزش ، از صبح کار خود را آغاز کرد و بعد شبکه چهار و پنج و شبکه خبر تاسیس شدند و بعد برای هر استان ، شبکه ای رادیویی و تلویزیونی تدارک شد که به 30 شبکه تلویزیونی رسید و بعد 2 شبکه جام جم برای ایرانیان خارج از کشور طراحی شد و بعد شبکه العالم برای جهان عرب و شبکه معارف رادیو و تلویزیون و شبکه قرآن و ... در واقع برای راه اندازی این شبکه ها و اقدامات ، همه کادر سازمان صدا و سیما در حال دویدن بود و همین امر نشاط کاری ایجاد کرد .
از طرفی یک حرکت فرهنگی دینی را که با آهستگی آغاز شده بود آن را با جدیت سامان و گسترش دادیم . در زمان مدیریت آقای محمد هاشمی تولید سریال امام علی(ع) آغاز شد که در دوره مسئولیت من تمام شد و پخش شد. این نگاه درستی در فرهنگ سازی بود لذا سرمایه گذاری کردیم و سریال های امام حسن (ع) ، امام رضا (ع) ، اصحاب کهف ، حضرت مریم ، ملاصدرا و سریالهای تاریخ ایران مثل کیف انگلیسی تولید شد که آثار فاخری بود . تولید این سریالها بسیار هزینه بر بود ولی وقتی شبکه ها متوجه شدند این امر پایه ای در فرهنگ ملی است و مورد توجه است لذا تلاش های زیادی در تولید این آثار کردند . همین امر در تولید انیمیشن نیز رخ داد و مرکزی برای تولیدات فرهنگ ساز انیمیشن ایجاد کردیم .
برای پشتیبانی فکر دینی شبکه ها ، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما را در قم تاسیس کردیم که بتواند هم حوزه را درگیر کار صدا و سیما کند و هم سطح کارهای دینی شبکه ها با تماس با صاحب نظران حوزه بالا برود . ابتدا حجه الاسلام والمسلمین مفتح، آقازاده شهید مفتح مسئولیت داشتند و بعد حجه الاسلام والمسلمین آقای دکتر سبحانی و بعد از چند سال حجه الاسلام والمسلمین آقای دکتر صادقی، ‌مسئولیت مرکز را قبول کردند و کارهای ارزشمندی از این مرکز حاصل شد و فکر می کنم بسیاری از مراکز حکومتی مخصوصا آن قسم از اموری که جنبه فرهنگی دارد باید از پتانسیل فکری و اسلام شناسان حوزه علمیه قم استفاده کنند و این بهره جویی باید سیستماتیک باشد نه اینک هرازگاهی سری بزنند و نظرات علما ، صرفا در موضعی اخذ شود . باید روح فکر دینی در کالبد تصمیمات و اقدامات فرهنگی و اجرایی کشور رسوخ کند .

پس قاعدتا با چنین طرز فکری مرکز پژوهشهای اسلامی مجلس را تاسیس کردید ؟


دقیقا . مجلس محل تدوین قوانین در شئون مختلف است که قوانین باید براساس تفکر دینی تنظیم شوند . طبعا همه نمایندگان در زمینه معارف دینی صاحب نظر نیستند و به یک مرکز پشتیبان فکری نیاز دارند . البته مرکز پژوهشهای مجلس که از سالها پیش در تهران تاسیس شده است ، در پشتیبانی فکری طرح ها و لوایح زحمات زیادی می کشد اما مرکزیت فکر دینی ، حوزه علیمه قم است ، صاحب نظران ، آنجا مقیم هستند . اگر بخواهیم واقعا لوایح و طرحها از فکر اسلامی بهره مند شوند باید مرکزیت پژوهشی برای مجلس در قم تدارک می شد . مسئله مهمتر این است که یک وقت ما برای اداره کشور ابتدا بر اساس عقل عرفی ،‌ تصمیمی که مصلحت است می گیریم ، بعد آن را مثلا با کمک فقهای شورای نگهبان می سنجیم که خلاف شرع نباشند . اما یک وقت است که ما پیگیر این امر هستیم که روح تفکر دینی برای اداره جامعه در حوزه اقتصاد ، مسائل اجتماعی ،‌تربیتی و سیاسی چه توصیه هایی دارد .
سنخ اول همان امری است که علی العموم در قوای مختلف در این سی و دو سال دنبال شده است . ملاحظه می کنید غالبا شورای محترم نگهبان در اظهار نظر طرح ها و لوایح که به تصویب مجلس می رسد اینگونه نظر می دهند که خلاف شرع یا قانون اساسی نیست . این سنخ قانون نویسی با نگاه حداقلی از دین تناسب دارد . البته برخی قوانین مثل قانون مجازات اسلامی از این قاعده مستثنی است .
سنخ دوم گرچه پر زحمت است ولی یک حرکت مبنایی است . در واقع اگر ما دین را عامل سعادت فرد در جامعه می دانیم ، هر چه دریافت های ما از حوزه دین در حوزه اجتماع اعم از سیاست ، اقتصاد و فرهنگ ، بیشتر و عمیق تر باشد ، ‌خود را به سعادت دنیوی و اخروی نزدیک تر کرده ایم . برای وصول به لایه های عمیق تر دین نمی توان عدم مخالفت با شرع را مبنا قرار داد . این بخش ، پوسته است . لایه های عمیق تر ، فهم روح فکر دینی است . یعنی اگر مجلس شورای اسلامی در تدوین قوانین به این نگاه نزدیک تر شود بخش نرم افزار نظام گام توسعه ای مهمی برداشته است . تاسیس مرکز پژوهشهای اسلامی مجلس در قم براساس چنین منطقی انجام پذیرفت که امیدواریم جناب حجه الاسلام والمسلمین آقای مبلغی که مسئولیت این مرکز را به عهده دارند بتوانند این آرزوی تقینن اسلامی را با حضور عالمان اسلامی حوزوی، جامه عمل بپوشانند .

در دوره مسئولیت شما در صدا و سیما ، مقام معظم رهبری دوبار به صدا و سیما تشریف بردند ، یکبار در اوائل و یک بار در موقع تودیع جنابعالی . از این بازدیدها چه تفسیری دارید ؟
تفسیر آن با شماست . آنچه رخ داد همانگونه بود که فرمودید . ‌در سال نخست حضور بنده در صدا و سیما ایشان علاقه مند بودند از نزدیک تحولات را ببینند لذا ‌ نمایشگاهی ایجاد شد و هر معاونت و شبکه ، برنامه های خود را در غرفه هایی تدارک دیدند . حضور ایشان ، آن هم در زمانی طولانی که شاید حدود 12 ساعت طول کشید، هم روحیه جدی به کارکنان داد که تلاش آنها مورد توجه رهبری است و هم توصیه های ایشان در مسیر حرکت سازمان، موثر واقع شد. تقریبا با اکثر مدیران برنامه ساز ملاقات داشتند ، گروه خانواده ،‌گروه کودک و سایر گروه های تولیدی. و از نزدیک کارهای جدید آنها را دیدند و ایده هایی ارائه کردند. یادداشتی که در انتهای بازدید صدا و سیما به یادگار گذاشتند برای مدیران و کارکنان صدا و سیما نوعی پشتیبانی معنوی محسوب شد . به خاطر دارم در آن نوشته مرقوم کرده بودند که آثار تحرک و نوآوری در فعالیتهای سازمان به خوبی مشاهده می شود که باید تقویت گردد . ‌قریب به این مضمون .
البته غیر از سیستم نظارتی که در داخل سازمان تدارک شده بود ،‌گزارشهای مختلفی از صدا و سیما خدمت ایشان می رسید و مرتبا راهنمایی های لازم را برای اصلاح امور می دادند . حتی وقتی رادیو یا تلویزیون را ملاحظه می کردند و اشکالی مشاهده می کردند یا نقطه برجسته ای ، آن را ‌یادداشت می کردند و بعد متذکر می شدند یا همان زمان توسط دفترشان منتقل می شد ، در واقع ارتباط فکری ما در صدا و سیما با ایشان خیلی نزدیک بود و این برای بنده در مدت 10 سال خدمت در صدا و سیما دوره ای پر ارزش از عمرم را رقم زده است .

درباره حضورشان در زمان تودیع شما


به نظرم این اقدام رهبری یک حرکت نمادین بود برای مدیری که دو دوره 5 ساله در خدمت ایشان مسئولت سازمان صدا و سیما را بر عهده داشته . ‌شاید قصدشان تشویق دیگران بود که در مدیریت های مختلف خدمت می کنند تا تقدیر از این حقیر . در آن بازدید ، ایشان در جمع مدیران مطالب مهمی را برای آینده سازمان مطرح کردند و در جمع کارکنان هم برخی موضوعات مهم دیگر را که مجموعا مطالب ایشان برای حرکت بعدی سازمان مبنایی جدید محسوب می گردید . در فرمایشات خود لطفی هم به بنده داشتند. و این لطف ایشان برای بنده مایه مباهات بود و هست اما همان طور که عرض کردم اقدامی نمادین است و ضمنا از فروتنی و بزرگواری وقدرشناسی ایشان حکایت می کند .

                     
                             

 

 
در دوره دوم ریاست شما در صدا و سیما با شرایط متفاوت سیاسی کشور مواجه بودیم و صدا و سیما یکی از مراکزی بود که جریان مسلط بر کشور آن را آماج حمله خود قرار می دادند ، چگونه شد که مجددا رهبری شما را به ریاست صدا و سیما انتخاب کردند؟
البته همانطور که مطرح کردید شرایط سیاسی کشور متفاوت شد، ‌جریان موسوم به دوم خرداد ابتدا بر دولت و بعد بر مجلس مسلط شد و با تندروی در امور سیاسی ، فضای پر تلاطمی ایجاد کردند .

آن زمان ظاهرا شما مسئولیتی در شورای عالی امنیت ملی داشتید؟


بله ، از طرف مقام معظم رهبری، هم به عضویت شورای انقلاب فرهنگی و هم به عنوان نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی منصوب شده بودم یعنی بعد از رحلت حضرت حجه الاسلام والمسلیمین حاج احمد خمینی(رحمه الله علیه) مقام رهبری بنده را به نمایندگی خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب نمودند .

ببخشید که پاسخ شما را قطع کردم . داشتید در مورد دور دوم ریاست برسازمان می فرمودید .


مطلب مهمی ندارم. دوره اول همان‌گونه که عرض کردم در شرایط خاصی انجام شد و در دوره دوم مصادف با تغییر شرایط کشور بود. رهبر معظم انقلاب در سال 78 طی حکمی حقیر را برای یک دوره پنج ساله دیگر بر صداوسیما منصوب کردند. در این حکم مقام رهبری درباره مسیر آینده صداوسیما در بخش‌های مختلف نکات مهمی را مطرح کردند که کاملاً در حرکت بعدی صداوسیما مؤثر بود.

در دوره دوم با چالش‌های زیادی مواجه بودید . از طرفی صدا و سیما موظف به گسترش کارهای خود بود و از طرفی دیگر چالش‌های سیاسی به صورت مانع درمی‌آمد، کارهای سنگین چگونه در این دوره رقم خورد؟


البته همان‌طور که مطرح کردید شرایط پر مشکلی بود و چالش‌های سیاسی زیادی در عرصه سیاسی کشور بود که ساماندهی کار را سخت می کرد نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه هم فزونی یافته بود. ولی کار در شرایط سخت و پرچالش، افراد و نهادها را آبدیده می‌کند یعنی در همان شرایط که گاهی منجر به فشارهای اقتصادی هم به صداوسیما می‌شد، گسترش کمی و کیفی با جدیت ادامه یافت. ما از منابع درآمدها و آگهی‌های سازان برای کمبود بودجه توسعه استفاده کردیم. یادم هستم در همان سال‌های اولیه حضور جریان دوم خرداد در کشور، ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای رخ داد و وضع بسیار اسف‌آوری در کشور ایجاد کرد و این چالش امنیتی را عده‌ای تبدیل به کشمکش‌های سیاسی کردند، در حالی که افراد مؤثر در آن ماجرا گرایش خاصی داشتند ولی موضوع را به نوع دیگری منعکس می‌کردند. در یک برنامه تلویزیونی زنده آقای حسینیان شرکت کرد و این موضوع را مطرح کرد و همین اقدام داستانی شد به عنوان برنامه چراغ ! و فشارها از هر طرف آغاز شد، حتی در دولت از من خواسته‌ شد شرکت نکنم . ماه مبارک رمضان بود، نزدیک غروب از جلسه خارج شدم و به محل کار آمدم.

این یک زلزله ‌سیاسی یا شکست روحی برای شما بود؟


به هیچ‌وجه، من از ابتدای کار اجرایی در درون چالش‌ها ، زندگی سیاسی داشتم . در ابتدای انقلاب در صداوسیما با ماجراجویی‌های بنی‌صدر مواجه بودم و بعدها در سپاه و جنگ و بعد مجدداً در صداوسیما. چون با عقیده کار می‌کردم، این‌گونه مشکلات اراده‌ام را قوی‌تر می‌کرد.


چگونه شد که به دولت بازگشتید؟


شخصا چندان مسئله‌ای در مورد عدم شرکت در دولت نداشتم . شبی بعد از افطار آقای شمخانی و آقای علی شریعتمدار که آن زمان وزرای دفاع و بازرگانی بودند به دفترم آمدند و بحث حل مسئله مطرح شد . یادم هست که با برخی مدیران تولید تلویزیون هم مذاکراتی داشتند.

چرا با مدیران تلویزیون مذاکره داشتند؟


شاید تصور می‌کردند که یک کار هماهنگی صورت گرفته. البته من از کم و کیف مذاکرات آنها مطلع نیستم ولی حدس می‌زنم . در حالی که من مطلع از برنامه نبودم. آن زمان آقای پورمحمدی که الان مدیر شبکه 3 هستند، مدیریت گروه اجتماعی شبکه یک را به عهده داشتند و در برنامه زنده ، آقای حسینیان را دعوت کردند و من تا آن زمان اقای حسینیان را از نزدیک نمی‌شناختم ولی بعد از آن برنامه، از شجاعت او خوشم آمد. آن زمان کمتر کسی با توجه به جو مسلط در جامعه به میدان می‌آمد.

بعد چه شد؟


چیزی نشد! آقایان آمده بودند که به نوعی اختلاف حل شود و در دولت شرکت کنم. هر چند دلخور از رفتار دولت بودم، اما مصلحت آن بود که در آن شرایط ، مسئله خاتمه یابد. البته کشمکش‌ها ادامه داشت که در رسانه‌ها هم منعکس می‌شد.

یکی از چالش‌های دیگر بین صداوسیما و جریان دوم خرداد ماجرای پخش کنفرانس برلین بود . آن برنامه چرا پخش شد؟
بله ، یکی از چالش‌هایی که خیلی سروصدا راه انداخت و موجب اختلاف جدیدی شد، همین موضوعی بود که اشاره کردید . در آن زمان یک حرکت مشکوکی در آلمان صورت گرفت که تحت عنوان یک NGO، عده‌ای از افراد از جریان دوم خرداد را دعوت کرده بودند و در آن جلسه هم رفتار زشتی رخ داد و هم حرف‌های بد و ضدانقلابی مطرح شد که در رسانه های داخلی انعکاس نداشت . آنقدر ماجرا فصاحت‌بار بود که حتی روزنامه‌های دوم خردادی هم تلاش کردند از کنار آن بگذرند. نوارهای آن جلسات از دو کانال به دست ما رسید و معلوم شد که برخی از آقایان حتی در نزد اجانب ، حرمت منافع ملی را حفظ نکرده اند لذا در معاونت سیاسی، برنامه‌ای تدوین شد که حدود نیم ساعت بود و اجمالاً ماجرای زشت آن جلسه را روشن می‌کرد . این برنامه را با من در میان گذاشتند. من موافق بودم که پخش شود . پس از پخش آن ، فشارها و سروصداها بلند شد اما تا حد زیادی اشتباهات سیاسی رخ داده را روشن کرد .

اما صدا و سیما مجدداً این برنامه را پخش کرد، چرا دوباره پخش کردید؟


همان‌طور که عرض کردم فشار و توهین در این زمینه زیاد بود و تصور می‌کردند با این روش ، صداو سیما عقب‌نشینی می‌کند . از طرفی عده زیادی از مردم که حساس شده بودند، آن برنامه را ندیده بودند . در جلسه‌ای با مدیران، اکثراً مخالف پخش مجدد آن بودند، اما من نظرم این بود که باید پخش مجدد شود که اولاً مردم در جریان قرار بگیرند و ثانیاً افراطیون تصور نکنند که صدا و سیما با هیاهو از حرف حق خود عقب‌نشینی می‌کند . همان روزها برای اینکه مطلب روشن‌تر شود و آقایان بدانند مسئولی نیستم که از زیربار موضوع فرار کنم خودم در برنامه شبکه دو بعد از خبر حضور یافتم و توضیح دادم که این ماجرا چه بود و چرا صداوسیما آن را پخش کرد.

یکی از مقاطع دیگر چالش صداوسیما ، مقطع تحصن نمایندگان و استعفای آنان در مجلس ششم بود . در این زمینه چه نکاتی را در خاطر دارید؟
اقدام نمایندگان مجلس ششم در مسئله تحصن، کار خلاف امنیت ملی بود و نوعی ساختار شکنی نظام در آن نهفته بود. اما با هر دلیل و با هر تحلیلی که این کار صورت گرفت، شاید تصور می‌کردند با حضور خبرنگاران خارجی، موجی از اعتراضات مردم و پیوستن آنان به این تحصن سامان می‌یابد. صداوسیما در مقابل این حرکت ضد امنیتی، روشنگری کرد و معلوم شد مردم در طول این مدت از اینگونه رفتارها ناراحت هستند. عصبانیت آقایان از این بود که چرا تحصن آنها موجی در جامعه ایجاد نکرد!

یکی از وقایع مهم آن دوره دولت ماجرای 18 تیر بود که باز چالش با صداوسیما را شاهد بودیم .آن زمان شما نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی هم بودید ، چرا در آن شورا موضوع تدبیر نشد؟
به نظر من یکی از حوادث مهم امنیتی در کشور ما که همچنان در هاله‌ای از ابهام ماند همین موضوع 18 تیر بود و با اطلاعیه دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی که خیلی هم مفصل بود روشنگری در این ماجرا نشد. ماجرا از بسته شدن روزنامه سلام آغاز شد و به کوی دانشگاه کشیده شد و درگیری‌هایی به وجود آمد و چند روز ادامه یافت. صبح روز شنبه ظاهراً 20 تیر بود که جلسه‌ شورای‌عالی امنیت ملی تشکیل شد و موضوع مطرح شد و در آنجا همه مسائل و مشکلات را بر سر فرمانده نیروی انتظامی که آن زمان سردار هدایت لطفیان بود خراب کردند و پیشنهاد دادند که شورا وی را عزل کند. من احساس کردم صحنه‌سازی تصنعی است، گفتم ما هنوز بررسی کافی نکرده‌ایم و ضمناً مرجع عزل و نصب فرمانده نیروی انتظامی ما نیستیم و فرماندهی کل قواست، لذا چنین اقدامی نمی‌توان کرد. قرار شد شورای امنیت کشور به سرپرستی وزیر کشور موضوع را دنبال کند. آنجا پیشنهاد کردم بنده به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی، در آن جلسات شرکت کنم که همین‌طور هم شد . جلسات از فردای آن روز در دفتر وزیر کشور تشکیل می‌شد و حوادث را پیگیری می‌کرد، تا شب یک‌شنبه بیانیه‌ای صادر شد اما رفتار و گفتارها در جلسات حکایت از سازمان‌یافتگی موضوع می‌کرد ، لذا بعد از جلسه با محافظین خود در شهر دوری زدم و دیدم آنچه به ما گزارش می‌دهند با آنچه در شهر می‌گذرد متفاوت است. فردای آن روز موضوع را از طریق آقای دکتر روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی دنبال کردیم و جلسه‌ای در دبیرخانه گذاشته شد. من هم شرکت کردم . هر چند دولت با ورود سپاه برای حل مسئله مخالفت می‌کرد به بهانه اینکه فضا را نظامی‌ می‌کند ولی بعد از کش و قوس در این مسئله، تصویب شد سپاه ، امنیت را بر عهده گیرد و خیلی زود ماجرا خاتمه یافت و این نشان می‌داد که مسئله‌ای در مدیریت ماجرا بوده است . البته نکات زیادی در این حادثه وجود دارد که مجال طرح آن فعلاً وجود ندارد و شاید بعدا به شکل تفصیلی به آن بپردازم .

در دوره مسئولیت جنابعالی در صدا و سیما شاهد ابتکاراتی نظیر برنامه چهره‌های ماندگار ، قهرمانان سال یا تقدیر از پیرغلامان و اموری هستیم که ذاتا کار صدا و سیما نبود . به چه علت این طرح‌ها اجرا می‌شد؟
قبول دارم که نمی‌توان گفت که این امور جزو کارهای ذاتی صدا و سیماست اما اگر دقت کنید با بهره‌گیری از ظرفیت صدا و سیما به بخش‌های فرهنگی و علمی و اجتماعی کشور که قابل افتخار بودند نظر افکنده می‌شد، در واقع به باور اقتدار ملی جامعه مدد رسانده می‌شد و این مسئله مهمی است . جامعه‌ای که احساس کند از اقتدار علمی، عقلانی و فرهنگی و اجتماعی برخوردار است، پایداری می‌یابد . در مقابل وضعیتی که عده‌ای در کشور ایجاد می‌کردند و قصد داشتند شکنندگی در اراده ‌ها را باعث شوند ، این کارها عظمت روحی جامعه را دامن می‌زد و از این طریق به نسل جوان ، راه‌های پیشرفت را نشان می داد . مثلاً برنامه چهره‌های ماندگار، ابتکاری بود که در یک دوره یکساله با حضور دانشمندان رشته‌های مختلف، برترین افراد انتخاب می‌شدند و در جشن باشکوهی از آنان تقدیر می‌شد و جوایزی نسبتا مناسب به آنان تقدیم شد . این امر جایگاه علم و دانش را در نظام نشان می‌داد، همینطور در برنامه قهرمان قهرمانان که این ارزیابی در پایان هرسال بین ورزشکاران رخ می‌داد. نوعی گسترش روح اعتماد ملی بود، در برنامه تقدیر از پیرغلامان یا تقدیر از مؤذنین معروف کشور، تلاش شد از یک قشر تأثیرگذار بی ادعا در کشور تقدیر شود . یادم هست وقتی در اولین برنامه از مرحوم مؤذن‌زاده و مرحوم صبحدل تقدیر می‌شد، یکی از جلسات بسیار شورانگیز برای من بود . مرحوم شهید مطهری خیلی به آوای اذان صبحدل علاقه داشت و با صدای او به وجد می‌آمد : حتی فرموده بود در مزار من اذان صبحدل را بگذارید. با تقدیر از صبحدل همه این خاطرات برای من مرور می شد . وقتی مرحوم مؤذن‌زاده با آن کهولت سن، مقدمه اذان را اجرا کرد بسیار در جلسه تأثیرگذار بود. مرحوم مؤذن‌زاده آنجا به من گفت من یک آرزو دارم که به حج مشرف شوم که سال بعد برای او و همسرشان یا یکی از اعضای خانواده‌اش شرایط فراهم گردید تا به حج مشرف شود.
یکی از کارهای دیگر از این سنخ ، جشن عاطفه‌ها بود که با کمک کمیته امداد سامان‌ یافت و با این کار حس توجه به همنوع و هموطن در جامعه تقویت می‌شد که همه این اقدامات بحمدالله با مدیریت اقای مهندس ضرغامی ادامه یافت و تکمیل شد.

راه‌اندازی روزنامه جام‌جم چطور ؟ با توجه به آن که مدیوم غیرصوتی و تصویری بود .


روزنامه جام‌جم در شرایط خاص رسانه‌های مکتوب در کشور ما متولد شد و رشد کرد. یادم هست وقتی قرار بود این روزنامه راه‌اندازی شود برخی از معاونین سازمان می‌گفتند در این شرایط کار اشتباهی است چون صدا و سیما خود را در میدان آزمونی قرار می‌دهد که اگر شکست بخورد، حیثیت صدا و سیما هم زیر سؤال می‌رود. آنان می گفتند شکست می‌خورد چون روزنامه‌های دیگر، آزادی عمل در کار سیاسی دارند و گاه از جنس اپوزسیون حرف می‌زنند ولی روزنامه جام‌جم مربوط به صدا و سیماست و خیلی از امور را باید رعایت کند لذا جذابیت نخواهد داشت. پاسخ من به آنها این بود که در میدان رقابت می‌تواند اندازه فکر و ابتکار خود را ارزیابی کند، در غیر این صورت پهلوان‌پنبه خواهد بود! خوب روزنامه جام‌جم با تعریف درستی کار را آغاز کرد که نقش مکمل برای رسانه صوتی و تصویری داشت و خوب هم رشد کرد و پرفروش‌ترین روزنامه شد، جناب آقای انتظامی در این راه تلاش زیادی کرد . فکر می‌کنم جام جم الان هم جزو پرفروش‌ترین روزنامه‌ها باشد.

در آن روزها، رهبر انقلاب در فیلم‌برداری سریال حضرت مریم هم حاضر شدند .چرا ؟


اینکه در بین کارهای متعدد صدا و سیما، چرا این سریال انتخاب شد، نمی‌دانم . اما اینگونه توجه به امور هنری ، در روحیه سازندگان اثر هنری فوق العاده تاثیرگذار است. فکر می‌کنم روز جمعه‌ای بود که ایشان در یک صحنه فیلم‌برداری این سریال حاضر شدند و از نزدیک مسیر کار و لوکیشین‌ها را ملاحظه کردند و قطعه‌ای از سریال هم در محضر ایشان فیلم‌برداری شد و در آنجا نکات جالبی هم مطرح کردند که لزوم توجه به اینگونه کارهای فاخر هنری را نشان می‌داد. البته سیال حضرت مریم که بعدها نسخه سینمایی هم از آن استخراج شد ، واقعاً کاری عالی بود. شبی فیلم حضرت مریم را به منزل مقام معظم رهبری بردیم و ایشان به همراه خانواده‌اشان آن فیلم را ملاحظه نمودند، کنار ایشان نشسته بودم احساس می‌کردم توجهی تام به فیلم پیدا کرده‌اند به طوری که وقتی بین دو بخش فیلم، زمان کوتاهی، چای آوردند تا بخش دیگر فیلم آماده پخش شود، ایشان میل نکردند، وقتی تعارف کردم گفتند نمی‌خواهم حس من از این کار هنری عوض شود. در دل ، روحیه هنری ایشان را ستایش کردم که چقدر برای کار هنرمندان ارزش قائلند.

یکی از کارهای خارق‌العاده ، سریال روز دهم بود ؟ ایام عید با دهه عاشورا همزمان شده بود و همگان می خواستند بدانند صدا و سیما چه می‌کند. چون غالباً ایام عید، برنامه‌های صدا و سیما شاد است در حالی که مصادف بودن با محرم اقتضاء می‌کرد که مثل همیشه برنامه عزاداری در صدا و سیما پخش شود . چه شد این سریال ایجاد شد؟


همانگونه که فرمودید واقعاً کار مشکلی بود و وضعیتی پارادوکسیکال بود. این ابتکار را شبکه اول سیما با مدیریت آقای جعفری جلوه پیگیری کردند که فرد فاضل و خوش‌فکری است. این سریال هم متناسب با شب‌های محرم بود و هم جذاب و پرکشش، و این نشان می‌دهد هنرمندان ایرانی خلاقیت کارهای بسیار غیرمتعارف را دارند.

باشگاه خبرنگاران جوان را با چه قصدی ایجاد کردید؟


صدا و سیما ظرفیت زیادی برای کارهای فرهنگی و هنری و اجتماعی دارد. وقتی شبکه خبر تأسیس شد به نظر می‌رسد باید از ظرفیت ذهنی جامعه جوان رسانه‌ای برای کاری متفاوت بهره جست، باشگاه خبرنگاران جوان ایستگاهی بود که همه کسانی که هنوز کار حرفه‌ای را نیافته‌اند در مسیری قرار گیرند تا با فعالیت رسانه‌ای آشنا شوند و وقتی که کار خود را در پخش رسانه می‌یابند، انگیزه‌مند شده و با علاقه بیشتر این راه را طی کنند. دوست عزیز آقای ابراهیم‌زادگان این مسئولیت را یافت تا این باشگاه را شکل دهد و موفق بود و می بینیم که امروز یکی از بخش‌های فعال صداوسیما‌ست.

وقتی رادیو معارف در صداوسیما مطرح شد که بدون موسیقی خواهد بود،خیلی ها با تردید به آن نگاه می کردند. خودتان تردید نداشتید؟


البته رادیو معارف تعریفش رسانه صوتی بدون موسیقی نیست، تنها ویژگی آن بدون موسیقی بودن نیست. در آن زمان در جلسه‌ای که با علمای جامعه مدرسین داشتم، آقایان لزوم شبکه‌ای را مطرح کردند تا معارف دینی را به مردم بیاموزد. یعنی با این تفکر این شبکه طراحی شد و به همین دلیل در قم پایه‌گذاری شد تا با حضور تخصصی حوزه علمیه قم تولیدات آن فراهم شود و برای کل ایران پخش شود. البته موسیقی به معنای متعارف آن هم ندارد و به نظرم رادیو معارف، یک رادیوی موفق تخصصی است.

قاعدتاً این حجم کار، مدیرانی معتقد و پرکار را طلب می‌کند. آیا از همکارانی که این جدیت را داشتند راضی بودید؟


قطعاً چنین است . نه فقط مدیران، که کل کارکنان صداوسیما در آن دوره جزو پر‌کارترین نهاد‌ها بودند ، و نه فقط کارکنان صداوسیما بلکه با روشی که در آن زمان طراحی شد ، تعداد زیادی از موسسات فرهنگی و هنری توسط هنرمندان تاسیس شد که کارشان تولیدات صداوسیما بود و به صورت خصوصی کار می‌کردند . البته مدیران ارشد قطعاً بار مسئولیت بیشتری را به دوش می کشیدند و چون نوع روابط من با مدیران ، همدلانه و دوستانه بود، همه وقت آماده کار بودند. برخی از آنها را در لابه‌لای صحبت یاد کردم. آقای مهاجرانی فردی فهیم و کم‌حرف ولی مبتکر است که معاون سیما بود و شبکه های سیما زیر نظر ایشان اداره می‌شد. قبل از ایشان آقای دکتر پور‌نجاتی این مسئولیت را داشتند و برخی از بار گسترش شبکه ها بر دوش ایشان بود، وقتی در وزارت فرهنگ مسئولیت داشتم، ایشان معاون مطبوعاتی بود، چند سالی در صداوسیما همکار بودیم و بعد در مجلس ششم به عنوان نماینده تهران حاضر شدند. آقای خجسته معاون صدا بودند که شبکه های رادیو زیر نظر ایشان بود؛ فردی پرکار و نکته‌سنج است. مرحوم کردان معاون اداری و مالی بودند که انصافاً خدمات زیادی برای توسعه صداوسیما کردند. آقای ضرغامی معاون امور استان‌ها و مجلس بودند بسیار زحمتکش و صمیمی که امروز رئیس سازمان هستند . آقای مهندس‌حسین محمدی، معاون سیاسی سازمان بودند که یکپارچه اخلاص و تلاش هستند. بعد‌ها آقای دکتر رحمانی جای ایشان را گرفته و آقای محمدی به دفتر مقام معظم رهبری رفتند. آقای رحمانی هم فردی تیز‌هوش و خلاق است. آقای سرافراز معاون برون‌مرزی بودند و هنوز هم هستند. ایشان فردی مصمم و تلاشگر و خوش‌فهم که شبکه العالم و شبکه‌‌های برون‌مرزی را اداره می‌کردند که بعد‌ها شبکه پرس تی‌وی هم اضافه شد و امروز در جریان بیداری اسلامی نقش این شبکه‌ها به خوبی دیده می‌شود. آقای مهندس ابوطالبی معاون برنامه‌ریزی سازمان بودند که فردی فاضل و آرام و تیز‌بین هستند. فکر می‌کنم حالا هم در صداوسیما مسئولیت مهمی دارند. آقای دکتر حسینی وزیر فعلی فرهنگ و ارشاد و اسلامی، معاون سازمان در حوزه ریاست بودند بسیار صاف و بی‌ریا و فاضل هستند. مدتی نیز دوست عزیز آقای تهرانی این مسئولیت را داشتند که خیلی دقیق عمل کردند . آقای مهندس کهزادی و مهندس افراسیابی معاونین فنی سازمان بودند که افراد نجیب و پرکار و متدینی بودند. آقای مهندس کهزادی موسس کاری بودند که ان‌شا‌الله ماندگار باشد و آن تولید فرستنده‌های رادیویی و تلویزیونی توسط متخصصان داخلی بود. عرق عجیبی داشتند که باید فرستنده‌ها در داخل ساخته شود . عده زیادی باور نداشتند اما من به فکر و همت او اعتقاد داشتم و کمکش می‌کردم، موفق شد که بخش خصوصی را در بعد فنی به این سمت بکشاند، مثلاً جهاد دانشگاهی خواجه نصیر، فرستنده‌های رادیویی پر‌قدرت را ساخت و خیلی کار ارزشمندی بود. همکار دیگرش مهندس اکبری هم همین ویژگی اخلاص و پرکاری را داشت. آقای مهندس ثمره‌ هاشمی که الان مشاور و دستیار رئیس جمهورند ، معاون آموزشی سازمان بودند که تلاش خوبی کردند برای امور آموزش ‌سازمان و گسترش دانشکده صدا و سیما. خیلی از مدیران شبکه‌ها و مدیران واحد‌ها که همگی افراد محترم و زحمتکشی بودند که نمی‌توان همه را در این مجال یاد کرد. آقای غفور، آقای دکتر پور‌حسین ، آقای پور‌محمدی، آقای آقامحمدی که مدتی قائم‌مقام سازمان بودند. آقای دکتر آخوندی، آقای تابشیان ، ‌آقای اشعری ، آقای مفتح،‌ آقای انصاری، آقای مشیر ، آقای صافی، آقای برازش ، مدیران شبکه های رادیویی، مدیران ستادی در معاونت های مختلف و مدیران کل استانی که واقعا زحمت می کشیدند و بسیاری دیگر که خداوند هرجا هستند مؤیدشان بدارد. خیلی از کسانی که الان در دولت یا مراکز حساس دیگر مسئولیت های مهمی دارند آن زمان در صدا و سیما تشریف داشتند .

بعد از این همه سال حافظه شما خوب یاری کرد!


خیر ، من عذر‌خواهی می‌کنم که نتوانستم خیل عظیمی از مدیران را یاد کنم . برخی را نام بردم، صد‌ها مدیر در صداوسیما مشغول کار بودند که نام برده نشدند . خداوند لطف کرد و همکاران دلسوز و پرکاری نصیب ما کرد. البته بعضی از آنها مثل آقایان رحمانی ، تهرانی، غفور ، انتظامی و افراشته در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و یا مجلس در خدمتشان بوده ایم .

سؤال آخر، پس از صداوسیما شما به شورای عالی امنیت ملی رفتید و پس از آن هم ریاست مجلس را عهده دار شدید که فرصت نشد درباره آنها حرف بزنیم اما هریک از این مقاطع، دوره های پرچالشی بوده است. سوال این است که اگر زمان به عقب برگردد، آیا شما همین سیر سیاسی را در زندگی دنبال می‌کنید.
سؤال مشکلی است . از طرفی خدمت به مردم و دفاع از انقلاب اسلامی یک وظیفه مهم است مخصوصاً در شرایط حساس. مثلاً در ابتدای انقلاب، انسان نمی‌توانست آرام بگیرد. از طرفی همیشه از اینکه نمی‌توانم کارهای علمی خود را دنبال کنم افسوس می‌خورم، لذا پاسخگویی قدری مشکل است . بهتر است از این سؤال تخیلی دست بکشیم چون زمان به عقب برنمی‌گردد.

 

ثبت نظرات
captcha
در آیینه رسانه ها

  تاکید بر تصویب موافقتنامه اجتناب از اخذ مالیات مضاعف

  همدلی و اتحاد میان کشورهای منطقه ریشه تروریست را خشک می کند

  تعاملات بانکی کلید فعال شدن مراودات تجاری ایران و بلاروس/ همکاری های دو کشور در مجامع بین المللی مثبت است

  جهان امروز نیازمند عقلانیت عمومی است / بحران‌های تروریستی تنها با همگرایی همه کشورها حل می شود

  ایران علاقه مند به تسریع در پیشبرد همکاری های اقتصادی با کره جنوبی است

  ایران علاقه مند به گسترش همکاری های اقتصادی با کشورهای اسلامی است

  سیاست ایران گسترش روابط با کشورهای آفریقایی است/لزوم ارتقاء همکاری های دو کشور در حوزه دارویی و درمانی

  زنگبار از تجارب ایران در حوزه فنی و حرفه ای و آموزش عالی بهره بگیرد

  امنیت پایدار ایران زمینه ساز توسعه روابط با ماداگاسکار است/آمادگی جمهوری اسلامی برای گسترش همکاری های اقتصادی

  انتقاد از خبر کذب معامله وزرا با مجلس برای حضور در کابینه/ مزاح دکتر لاریجانی با طبابت قاضی زاده هاشمی برای سیاسیون

صفحه رسمی اینستاگرام دکتر لاریجانی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی خبرگزاری خانه ملت پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله سید علی خامنه ای کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی کانال رسمی تلگرامی دکتر لاریجانی