کد خبر : 2497
زمان انتشار :
facebook twitter google+ cloob Yahoo print

آرای مختلف با هم گفت و گو کنند، نباید دنبال حذف بود

آرای مختلف با هم گفت و گو کنند، نباید دنبال حذف بود

رئیس مجلس شورای اسلامی درباره ابعاد مختلف سیاسی،‌ سیاست‌خارجی و اقتصادی کشور با روزنامه اعتماد به گفت و گو نشست.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، متن گفت‌وگوی دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با روزنامه اعتماد به شرح زیر است:

آقای لاریجانی همه افتخار ما به این است که فرزند انقلاب هستیم . حال بعد از 35 سال ، ما یک فرصتی داریم  که مختصری به عقب نگاه کنیم و ببینیم این راهی که آمدیم کاملا درست بوده یا اشتباهاتی داشتیم ؟ اگر درست بوده که همین راه را بدون تغییر ادامه دهیم و اگر اشکالاتی  داشتیم و اشکلات مربوط به ساختاری می شود که در ساختار نظام بوده یا به  خاطر عجله ای که اول انقلاب در تصویب قانون اساسی داشتیم البته خود این تسریع در جای خودش حسن بود که بدون دخالت سریع تصویب کردیم یا شاید در شکل مدیریت ها بوده به هر صورت آنچه که امروز همه ما را رنج می دهد فضایی است که در آن زحمات و دلسوزی های کسانی که تمام وقت خود را وقف می کنند وجود دارد ولی در نتایجش در حوزه های اجتماعی نارسایی ها وحشتناکی داریم ، در حوزه های اقتصادی همین طور و در حوزه های سیاسی انحرافات و اختلافات همچنان وجود دارد. گویی که این تفاوت ها استراتژیک و کلان است در حالی که اگر این مسائل را بخواهیم دقیق بررسی کنیم متوجه می شویم که اختلافات خیلی نیست . فکر می کنید  اگر برگردیم و گذشته را یک ارزیابی برای آینده بهتر کنیم آنچه که برای همه ما هدف مشخص و مسلم است حاکمیت دینی است ولاغیر که از اهداف مشترک ماست . ولی در حمل همین اهداف فکر می کنید کجای کار ما در این مسیر 35 ساله اشکال داشته است ؟
اینکه برگردیم و از گذشته ارزیابی داشته باشیم کار خوبی است. تربیت اسلامی هم همین است که انسان همیشه ارزیابی دقیقی حتی از کار روزانه اش هم داشته باشد. اینکه 35 سال گذشته را مورد ارزیابی قرار بدهیم کار درستی است. لکن در ارزیابی باید همه جهات را با هم سنجید به طور طبیعی ممکن است که در برخی جهات رشد قابل توجهی داشته باشیم و در برخی دیگر از جهات نقایصی داشته باشیم . این ها را باید باهم سنجید و بعد به این می شود گفت یک «ارزیابی دقیق» . البته این کار مفصلی است و در این جلسه تنها می توان یک نگاه کلی داشت. در یک نگاه کلی اولین نکته مثبتی که ما در این 35 سال داشتیم این است که انقلاب اسلامی همچنان با حیات و سرزندگی به پیش می رود . شما اگر همین انقلاب هایی که در منطقه رخ داده است را مورد توجه قرار بدهید متوجه می شوید که چقدر دچار مشکلات هستند. اینکه انقلابی بزرگی به وجود آید ،زنده باشد ،حرکت کند و به پیش برود ، این یک نقطه قوت بزرگی است.  من چندی پیش در سفری که به یکی از کشورها داشتم یکی از مسئولان این کشور که در آن انقلاب هم شده بود می گفت «انقلاب شما به ما یک پند مهمی داد که ترس از قدرت های بزرگ و آمریکا را ریخت و فضا را زنده کردیدو ما خودمان را فرزند انقلاب می دانیم». در نتیجه باید خودمان را اینگونه مقایسه کنیم که در گذشته چه وضعی داشته ایم و حالا چه برخوردی داشتیم. از نظر  وضعیت منطقه ای نیز ایران حتما گام های درستی را برداشته است. یعنی جایگاه ایران و تاثیر گزاری اش در منطقه غیرقابل تردید و این یکی از نقاط مهم منطقه ای است.  در مساله وضعیت پیشرفت های علمی گام ها خوب بوده حالا اینکه بعضی جاها میشد این پیشرفت ها بیشتر باشد یا نه تا اندازه ای یک مقدار به شرایط و سلایق دولت ها بر می گردد  است. یکی از نمونه های آن هسته ای است و یا اینکه در صنایع نظامی و تکنولوژی مدرن پیشرفت ها خوب بود ممکن است که بگوییم ما می توانستیم بیشتر پیشرفت کنیم. حالا یک سری مقدورات و معذورات داشتیم .  من فکر می کنم نقطه آسیب پذیر ما، به حوزه اقتصادی تا حد زیادی  بر می گردد. در این حوزه یک سری کارهای مثبتی را انقلاب انجام داده مثل زیربناها،سرمایه گزاری کردن،توجه به روستاها، رفع نقایص که کارهای مهم و پرهزینه ای بوده است .من گاهی وضعیت روستاها را با قبل از انقلاب مقایسه می کنم که نه جاده داشت و نه برق اما این روزها هم جاده و هم برق دارد و هم رادیو و تلوزیون. خب این ها مسائلی است که سرمایه گذاری برایشان صورت گرفته است . این ها کارهایی بود که باید انجام می شد تا نقایص قبلی رفع شود. اما نقطه مهم این است که اقتصاد کشور ما فراز و فرود زیادی در طول این سالها داشته است .
دقیقا منظورتان از این فراز و فرودها چیست؟
 مقداری از این موضوع به اول انقلاب بر می گردد که تا حدودی سیاست بر اقتصاد حاکم بود و فضا هم مقداری چپ گرایانه بود تصور می شد که اگر اقتصاد دولتی بشود به نفع کشور خواهد بود و وضع شکوفا خواهد شد  که این اقتباس غلطی بود. این خودش  مقداری رکود در کشور ایجاد می کرد . بعدها نیز یک مقداری تغییری به وجود آوردند که شرکت های دولتی جایگزین اقتصاد نیمچه سوسیالیستی شدند که این هم تاب زیادی برای حمل این مقدار اقتصاد را نداشت . البته مقداری از وضع قبل بهتر بود ولی دچار مشکلاتی بود . هنوز هم همین طور است . اگر نگاه کنید می بینید که قسمت اعظم بودجه کلان کشور برای شرکت های دولتی است. این موضوع نشان می دهد که  اقتصاد ما همچنان دولتی است . بعدها که بنا شد سیاست اصل 44 اجرا شود شاهد بودیم که این سیاست ها هم درست اجرا نشد. یعنی هنوز هم یک سیستم دولتی و شبه دولتی بر اقتصاد ما حاکم است که این هم یک اشکال است . بنابراین  چیزی که الان اقتصاد رنج می دهد این است که کلان اقتصاد با سیاست های کلی  سازگار نیست . یعنی حرکت برنامه ریزی  کشور این  نبوده است. خصوصا در این چند سال اخیر که اصلا یک وضع دیگری به وجود آمد . یعنی به هم ریختگی در اقتصاد را شاهد بودیم. لذا من این نقطه  را نقطه مهمی می دانم و از گذشته تا به حال سیر تاریخی با توجه به فراز و فرودها  نشان می دهد که اگرچه  به سمت اصلاح و پیشرفت حرکت کرده ایم ولی گام ها باید خیلی سریعتر برداشته می شد. از این در تحلیل خیلی مقدماتی می شود این نتیجه را می توان برداشت کرد که اولا دولت جدید باید روی مسائل اقتصادی تمرکز کند  و اینقدر به حواشی نپردازد .  البته نه تنها دولت که همه  باید توجه داشته باشند و رسانه ها نیز توجه کافی داشته باشند. خصوصا با توجه به ابلاغ  سیاست های اقتصاد مقاومتی  باید توجهات زیاد باشد. این نقطه ای است  که می تواند علاج کند و در حوزه بین الملل هم می تواند کمک کننده باشد یعنی نباید به ظرفیت ها مستقل نگاه کرد بلکه همگی باید کمک کنند . حالا ممکن است در هر بعدی هم باشد چه منطقه ای ، چه بین الملل چه صحنه سیاسی داخلی مورد توجه قرار گیرد که باید ارزیابی نکات مثبت و منفی صورت بگیرد منتهی من کلانتر آن  راکه  نگاه می کنم می بینیم که این حوزه ، حوزه ی گرفتگی بیشتر ماست . اگر نخواهیم به حاشیه بپردازیم باید بدانیم که حداقل برای 15 تا 16 سال آینده  ما باید صرفا این بخش را مورد توجه تام قرار بدهیم . البته این کار به معنای این نیست که به فرهنگ و سیاست نخواهیم توجهی داشته باشیم بلکه دز پرداختنمان به حوزه  اقتصاد باید خیلی قوی تر باشد . البته من الان کمتر می بینم و احساس می کنم که هنوز مسائل دیگر روی این موضوع سایه انداخته است .این جهت الویت بندی است که از ارزیابی گذشته چنین برداشتی صورت می گیرد.
آقای دکتر اگر از همین زاویه به دولت تدبیر و امید نگاه کنیم شما چقدر به دولت آقای روحانی امیدوارید؟ فکر می کنید چقدر می شود به این دولت در رفع مشکلات اقتصادی و اجرای فرامین مقام معظم رهبری در بحث اقتصاد مقاومتی کمک کرد؟ به یاد دارم که نه سال پیش که برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا بودید و ما خدمت شما بودیم. شما یک شعار به نام «هوای تازه و دولت امید» داشتید. دولت امید مورد نظر شما با دولت امیدی که آقای روحانی مد نظرشان هست چه تفاوت هایی دارد؟
من دلیلی نمی بینم که نسبت به دولت فعلی ناامیدی وجود داشته باشد. چراکه اولا فهمشان از مسائل تقریبا مشابه همین مسائلی است که دیده می شود یعنی می گویند که به موضوع اقتصاد توجه تام دارند و نکته دیگر این است که هیات دولت از یک ورزیدگی برخوردار است و علی العموم آدم های باتجربه ای هستند و علی القاعده امید به آنها بیشتر می شود. نکته دیگر هم این است که با مطرح شدن اقتصاد مقاومتی دولت و آقای روحانی هم استقبال کردند و قبول دارند که چارچوب خوبی برای کار است. از سوی دیگر دولت در حال دنبال کردن یک رفتار معقول است و این کار می تواند هماهنگی ها در کشور را بیشتر کند. ما باید بدانیم که حکومت همیشه از جمع کردن آراء مختلف می تواند موفق باشد. مخصوصا حکومت هایی که دموکراتیک هستند خیلی باید به این موضوع توجه کنند و خیلی تضادها را به زبان نیاورند و اختلافات را کم کرده و تلاش کنند که همگرایی ها را بیشتر کنند. الان در مورد مجلس هم ما زمانی که می بینم دولت اعلام می کند که به قانون ملتزم است خیلی آرام بخش و نقطه امیدبخشی است که می تواند مفید باشد. برخی از مسائل هم در حکومت هست که فقط کلیات نیست بلکه مصداق است. در مقدمه «ابن خلدون» نکته ای است که می گوید در اداره حکومت توجه به مصادیق خیلی مهم است. نه اینکه قوانین مهم نباشد اما در حکومت کردن مصداق ها خیلی مهم است. خب توجه به برخی نارسایی ها در این دولت و علاج کردنش خوب است و سرعت عمل هم دارند. این مسائل کمک می کند که ما بلاوجه امید نداشته باشیم و این مسیر می تواند مسیر معقولی باشد که باید توانشان را در آن به کار بگیرند. البته باید حتما از ظرفیت نخبگان کشور استفاده بیشتری بکنند. رسانه ها هم می تواند حاملی برای این کار باشند. و این کار می تواند کمک کند که باروری ذهنی دولت در تدبیر و امید بیشتر شود و پروژه امیدواری مردم نسبت به پیشرفت کشور که امر مثبتی است می تواند کمک دیگری باشد تا دیگر یاس وجود نداشته باشد. به بیان دیگر توسعه با همگرایی مردم رخ می دهد. لذا من فکر می کنم امیدواری ما امیدواری کاذبی نیست و موارد معقول دارد. البته این مباحث بحث های اولیه است چراکه تنها هفت یا هشت ماه از آغاز به کار دولت گذشته است و تنها می توان یک ارزیابی اولیه داشت. اما در همین ارزیابی های اولیه نگاه من مثبت است.
 آقای دکتر یکی از اصلی ترین وظایفی که مجلس برعهده دارد «نظارت» است. با وجود اهمیت فراوان این موضوع و تاکیدات زیادی که بر روی آن شده بود اما شاهد بودیم که در این هشت سال گذشته مفاسد اقتصادی فراوانی با رقم های غیرقابل باوری به وقوع پیوست. به نظر شما دلیل این مفاسد چه بوده است؟ مجلس خوب نظارت نکرده است یا اینکه عوامل دیگری موجب این موضوع شده است؟
البته در این مورد فکر می کنم که منظور شما مجلس هشتم باشد. به عنوان مثال در بحث سه هزار میلیاردی کار خودش را کرد. استیضاح وزیر را دنبال کرد و گزارش کمیسیون اصل نود منتشر شد. مجلس از همین ظرفیت ها باید استفاده کند. مجلس هرچیزی که در این زمینه می دید طبق ماده 233 آیین نامه که حالا ماده 236 است گزارش آن را به قوه قضاییه ارسال می کرد. اما خب مشکلات زیادی در این زمینه وجود داشت و یکی از این مشکلات تبعیت نکردن از قانون بود. این یک اشکال مهمی بود. ریشه بسیاری از این تخلفات در عدم توجه به قانون بود. یا برخی  ملاحظات دیگر هم وجود داشت در حالیکه اگر با متخلف برخورد صریح و سخت بشود این جنبه بازدارنده دارد. نکته مهم تر این بود که اگر نظامی بر اساس برنامه ریزی دقیق جلو برود و ملاک این باشد که در تبیین مسیر از عقلانیت کار برخوردار باشیم کمتر اشتباه رخ می دهد و سوء استفاده ای صورت می گیرد. منتها اگر تک روی می شود و توجهی به نظرات نشود این آفت ها وجود دارد.  لذا فکر می کنم بار اصلی این تخلفات به اجرا مربوط است یعنی مربوط به مجلس نیست. شما اگر بهترین قانون را هم بنویسید اما درست اجرا نشود خب اشکال به وجود می آید. همین اجرای قانون هدفمندی یارانه ها یکی از مشکلات کشور است. اصل قانون آن مشکلی ندارد و برای کشور هم لازم است. دولت هم منتظر است که قانون را اجرا کند.
 فکر می کنید چرا چنین وضعی پیش آمد؟
منتها در پاسخ به اینکه چرا این وضع به وجود آمده است باید گفت که چون قانون اجرا نشد. بنا بود 30 درصد منابع قانون هدفمندی یارانه ها به بخش تولید داده شود که نرفت و حتی یک ریالشم هم نرفت. اصلا این بخش از قانون اجرا نشد. یا بخش هایی هم مربوط به بهداشت و درمان بود که به آنها هم توجهی نشد. وقتی چیزی را متوازن جلو نبریم دچار مشکل می شویم. علی الحال می خواهم بگویم که اصل این اشکالات به اجرا بر می گردد و ریشه هایی هم در تک روی و عدم توجه به قوانین و جامعه نگر نبودن باز میگردد. این دولت هم اگر این گرفتاری ها را داشته باشد چنین مسائلی ادامه پیدا می کند. اما خب این دولت رویه اش را عوض کرده و امیدواری ایجاد می کند که این مسائل حل شود.

دو سال از فعالیت مجلس نهم می گذرد. سال اول کار مجلس در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و سال دوم در دوران ریاست جمهوری آقای لاریجانی بود. این دو سال کاری مجلس با هم چه تفاوت هایی داشت؟
تفاوتشان زیاد است. به نظر من اولین تفاوت این است که دولت فعلی بنا را بر ایجاد «آرامش» در کشور دارد و این نکته مثبتی است. هیچ وقت در یک خانواده شلوغ هم نمی توان کارها را به سامان رساند. بنابراین همین که فضا را آرام می کنند زمینه را برای سرمایه گزای فراهم می شود. نکته دیگر این است که تلاش می کنند و می گویند که به قانون ملتزم هستند . این موضوع خیلی روابط را تنظیم می کند. مجلس کار اجرایی نمی کند بلکه تلاش می کند که قانون اجرایی شود. خب اگر به قانون توجه نشود کار عبثی است و مهم تر این است که دولتی که معتقد به  عدالت  است باید از محور قانون بگذرد. اگر کسی هم زیاد به عدالت اعتقاد نداشته باشد حداقل قانون گرا بودن زندگی مردم را قانون پیشه می کند. اگر کسی بخواهد سرمایه گزاری کند و یا تجارت بکند باید بداند که قوانین اجرا می شود یا خیر؟ اگر بداند قانونی در کار نیست نمی تواند سرمایه گزاری کند و رکود ایجاد می شود. نکته دیگری که در کار می بینم این است که تحلیل ما در مجلس از مشکلات اقتصادی با دولت مشابه است. در گذشته اینگونه نبود و چنین تفاهمی نمی دیدیم. به عنوان مثال مجلس معتقد بود که یکی از بیماری های مزمن دولت در شرایط فعلی رشد نقدینگی است اما آنها اصلا قبول نداشتند و می گفتند که اینگونه نیست. این را که نمی شد عوض کرد. ما با همه اقتصاددان های درون مجلس و بیرون که صحبت می کردیم آنها می گفتند که رسیدن نقدینگی از 60 هزار میلیارد با 500 هزار میلیارد شوک اقتصادی ایجاد می کند. به همین دلیل هم زمانی که دولت اصرار داشت که قانون هدفند کردن یارانه ها در همان اسفندماه سال 91 به صورت کامل اجرا کند ما مخالفت کردیم و جلوی این کار را گرفتیم و گفتیم چنین کاری امکانپذیر نیست. اینکه یک مرتبه قانون هدفمند کردن یارانه ها را در شرایط رکود و تورمی ایجاد کنند حتما بحران ایجاد می شد. ممکن است همه الان بگویند که این موضوع روشن بود اما با وجود همین روشن بودن به نتیجه نرسیدیم. مجبور شدیم بگوییم که مطلقا قبول نداریم و اگر بیاورید رد می کنیم. همین موضوعات منازعه می شد و می رفتند و می گفتند که مجلس مانع از اجرای کار می شود. می گفتند می خواهند به مردم پول بدهند اما مجلس نمی گذارد. این هم نوعی عوام فریبی بود. چه دلیلی دارد که ما از پول دادن به کسی ناراضی باشیم؟ منتهی باید این پول برود و به تولید و کار تبدیل شود. پول که به تنهایی شغل ایجاد نمی کند بلکه پول اگر به درون  تولید برود شغل ایجاد می کند.  اما در دولت فعلی ما این تفاهم را داریم. آنها هم همین درد را حس می کنند. یعنی اگر کسی به صورت طبیبانه بنشیند و به اقتصاد ایران با اسلوب علمی نگاه کند توافق حاصل می شود ولی اگر چنین نگاهی نباشد توافقی هم نخواهد بود.  لذا خیلی مراودات متفاوت است.
یکی از انتقادهایی که در زمان رای اعتماد به وزرا به مجلس وارد شده است این است که نمایندگان تنها  به جای پرداختن به مسائل تخصصی به سمائل حاشیه ای می پرداختند. انتقاد دیگری هم که به شما مطرح است این است که شما تنها از سهم خودتان در کابینه دفاع کرده اید و از سایر وزرا آنچنان حمایت نکرده اید و یا در مورد  توزیع شب نامه ها به خوبی محکم برخورد نکردید. چقدر این تحلیل ها را قبول دارید؟
این تحلیل ها مطلقا اشتباه است. من سهمیه ای ندارم و این حرف نادرستی است. آقای روحانی واقعا مبسوط الیه بود و در مورد انتخاب خیلی از این وزرا مشورتی با من نکرد. اشکالی هم نداشت و ایشان اختیار داشت که خودش وزرا را انتخاب کند. ممکن است فقط در مورد یک وزیر و آن هم وزیر دادگستری من مشورت داده باشم. گیر کرده بودند و کس دیگری بنا بود معرفی شود که شب معرفی گیر کردند و به من گفتند که شما جفت و جورش کنید که فردا لیست کامل شود. من هم آن شب تا ساعت 11 تلاش کردم که سر یک نفر توافق کنند چراکه نفر قبلی نشده بود. در باقی امور اما با من مشورتی نشد. بعد از انتخابشان پیش من آمدند و از دیدن خیلی از آنها خوشحال می شدم که باتجربه بودند. اما من در جریان انتخاب نبودم. سهمی ندارم و نمی خواهم مناسباتی هم بین ما بر آن اساس باشد. من هم از غالب وزرا حمایت کردم. به هر حال هم به دوستانم در مجلس سفارش کردم. اما از آنجایی که کار جمعی انجام می شود برخی روی بعضی از وزرا حرف داشتند . در مجلس برای انتخاب وزیر هم به مسائل سیاسی توجه می شود و هم به کاربلد بودن. نمی شود گفت که یک وزیر که یک مقام نسبتا استراتژیک هست فقط به اینکه تخصصش مورد توجه است رای داد بلکه باید صلاحیت سیاسی،امنیتی و دینی لازم را برای مکانت داشته باشد. من فکر می کنم که در کل مجلس نگاه بسیار مثبتی  به کار گرفت و از کل کابینه به 15 وزیر رای داد. همواره هم دو سه وزیر می افتند و اینگونه نیست که یکجا مجلس رای بدهد. آن هم در شرایطی که مجلس در یک اختلاف نظر جدی در مورد افراد دارد. لذا در کل مجلس رویکرد مثبتش را از همان ابتدا نشان داد. رای های وزرا هم خیلی بالا بود و بسیاری از وزرا آراء استثنایی آوردند. این موضوع نشان می داد که اگر افراد درست انتخاب شوند مجلس تضادی با آنها ندارد.
ولی در چند ماهه گذشته حجم سوالات،تذکرات و استیضاح های مطرح شده به گونه ای بوده است که نشان می دهد مجلس در مقابل دولت گارد گرفته است. در این مورد چه تحلیلی دارید و شخص جنابعالی برای جلوگیری از این مباحث چه گام هایی برداشته اید؟
ببینید در حرکت کلی رویکرد مجلس نسبت به دولت مثبت است. در داخل مجلس آراء متفاوت است که این موضوع طبیعی است. هیچ وقت نمی شود یک مجلس خمودی داشت و من هم خیلی قبول ندارم و معتقدم که باید در مجلس اظهار نظر باشد. اختلاف نظر در حکومت هایی که ساختار دموکراتیک دارند همواره هست و جزء ذات آن هست و نباید از این موضوع پرهیزکرد. اگر حکومت پادشاهی باشد و مجلس هم دست نشاندگی باشد اگر هر کس هر چیزی بگوید همه می گویند بله. ما چنین باوری نداریم. اگر نگاهی به مجالس جمهوری اسلامی بکنید می بینید که چقدر در مجالسی مثل مجلس اول تلاطم بود. آدم های صاحب منصب حزبی در آن مجلس حضور داشتند و در آن موقع به این سادگی نمی شد نظر مساعد مجلس را گرفت. خب همان مجلس هم بنی صدر را عزل کرد . اگر آزاد اندیشی در آن مجلس نبود چنین کار بزرگی را نمی توانستند انجام دهند. در دولت قبل هم چنین شرایطی بود و عده ای می گفتند که حرف نزنید اما مجلس گو ش نمی کرد و حرف می زد. شما هم شاید چون جنس سیاسی تان متفاوت است آن موقع می گفتید خوب است. این کار همیشه باید صورت بگیرد و مجلس باید روحیه داشته باشد،حرف بزند و اظهار نظر کند. من گاهی به برخی از دوستان دولت هم گفته ام که مجلسی که سوال می کند نباید آن را حاشیه بر متن کارشان بدانند بلکه در حکومت های دموکراتیک وزرا بخشی از وقتشان را باید در مجلس بگذرانند و خارج از وظیفه نیست. اینطور نیست که مجلس رای بدهد و آقایان به دنبال کارشان بروند. بلکه مجلس باید مراقب باشد چون اینها نمایندگان مردم هستند و باید مراقب باشند. ممکن است شما بگویید که برخی از سوالات زیاد است. خب بله ما هم به دوستان گفته ایم که از موضوعی به اندازه اش باید استفاده کنند. ولی نباید اصل را زیر سوال برد. من فکر می کنم ما باید یک تربیت سیاسی متناسب با شرایط داشته باشیم و آن هم این است که بپذیریم در حکومت های دموکراتیک این حرف ها است و اختلاف نظر هم وجود دارد. مثلا در موضوع هسته ای که موضوع مهمی است در مجلس اختلاف نظر هست. مگر در جای دیگر نیست؟ بله در کل ما از مذاکرات حمایت می کنیم و باید مذاکرات را انجام بدهند اما این به این معنی نیست که صدای مخالف را نشنویم. بلکه می شنویم و گاهی ممکن است برای کار مفید باشد.
اما گفته می شود اینگونه مخالفت های نمایندگان سیاسی است.
 برخی اوقات می گویند این مخالفت ها و سوالات سیاسی است . خب سیاسی باشد. مگر هر چیزی که پسوند سیاسی دارد قباحت پیدا می کند؟ ممکن است یک جریان سیاسی بگوید که من از نظر اداره کشور در داخل این فرض را می پسندم و از نظر دیپلماسی فرض دیگر را. خب این کار اشکالی ندارد. من می خواهم بگویم که به همه این گفت و گوهای سیاسی به عنوان جدال غیر احسن نگاه نکنید. می تواند در درونش یک فرآیندهای خوب به وجود بیاید. ما باید بپذیریم که آراء مختلف با هم گفت و گو کنند نباید حذف کنیم. گاهی در رسانه ها طوری حرف می زنند که گویا مجلس می خواهند جلوی دولت سنگ بیاندازد. این نشان دهنده این است که ما هنوز تربیت سیاسی متناسب پیدا نکرده ایم. مجلس جای گفت و گوی سیاسی و تخصصی است و این موضوع را نباید سنگ اندازی بدانند. از درون این گفت و گوها یک بحث خوب به وجود می آید که بعد در درون احزاب ما منعکس می شود. که اگر آراء مختلف دارند میدان سیاسی را میدان رینگ بزن بزن ندانند . اختلاف است اما با هم حرف می زنند. این نوعی بلوغ سیاسی است و باید نسبت به مجلس همواره با این دید نگاه کرد. مجلس دولت نیست. دولت یک رییس دارد و بقیه کارگزارانش هستند و از درون آن صداهای مختلف درنمی آید. صداهای مختلف باید در مجلس ببینیم و این برآیندی از حرف هایی است که در داخل کشور هم وجود دارد. من فکر می کنم اگر ما همگی کمک کنیم که جریان های سیاسی به این سبک سیاسی برسند که صداهای مختلف را بشنوند ، گفت و گو داشته باشند به نفع کشور خواهد بود. باید به آنهایی که حرف مخالف دولت را می زنند احترام گذاشته شود نه اینکه آنها را بکوبند.خب نظر مخالف دارد چه اشکالی دارد؟ بین من و یک نماینده مجلس هم ممکن است اختلاف نظر باشد اما همیشه احترام می گذاریم. این احترام گذاشتن،احترام به رای ملت است. حتی اگر نظرش را نپسندند. نظر متفاوت دارند اما احترام می گذارند. این هم به آرامش کشور و هم به استفاده از آراء مختلف کمک می کند. برخی ها تندی می کنند و ممکن است با بغض عمل کنند. گیریم این باشد،رفتار طرف مقابل نباید طوری باشد که او را جری تر بکند و باید بگوید که به حرف آنها گوش می دهد . این سبکی است که می تواند آرام کند. نه اینکه اگر رفتار با بغض است ما هم با یک بغض جدید او را بخواهیم مغلوب کنیم. این علاج نمی کند.
این دیدگاه شما فوق العاده عالی است و ما به وجود چنین دیدگاهی در رییس مجلسمان افتخار می کنیم.  ولی باید دید این موضوع در سطح جامعه چگونه است. اما شرایط به گونه ای شده است که روزنامه ما و برخی دیگر از روزنامه ها که نطق میان دستور آقای مطهری چاپ کردیم با برخورد مواجه شدیم. متاسفانه تنگ نظری ها در جامعه ما از حد گذشته است. ما نه دوره از مجلس را در جمهوری اسلامی تجربه کرده ایم. جمع بندی من این است که مردمی ترین مجالس در حکومت اسلامی را داشته ایم. یعنی نمایندگان خودشان را وامدار مردم می کنند تا مردم به آنها رای بدهند. اما در کلان کشور 80 درصد از وقت نماینده ها صرف اموری می شود که ربطی به وظیفه نمایندگی شان ندارد و این یک آفتی است که باید در کلان به آن نگاه کرد. عده ای می گویند که این ایراد از این موضوع نشئت می گیرد که نظام پارلمانی را پذیرفتیم اما نظام حزبی که مکمل ابزار اصلی نظام پارلمانی است را نپذیرفته ایم. نماینده ها بر اساس دسته بندی احزاب وارد مجلس نمی شوند بلکه تک تک وارد می شوند. فکر می کنید این اشکال به مجلس وارد است یا خیر؟ ایده آل مجلس  فکر می کنید در این مورد چیست؟
در کل این دیدگاه شما غلط نیست . ببینید الان نمایندگی یک کار بسیار سختی شده است . باید به مسائل حوزه انتخابیه که ممکن است چند شهر باشد ، رسیدگی کنند . این درحالی است که ساختاری برای نمایندگان وجود ندارد که دفتر یا مرکزی داشته باشند و خودشان  موظف هستند که شرایط را سامان دهند به هر حال نماینده برای رسیدگی به امور مردم باید یک دفتر داشته باشد تا مردم برای رسیدگی به مطالباتشان مراجعه کنند . از طرف دیگر باید وقت زیادی بگذارند ، الان با این وضع اقتصادی مردم مشکلات دارند و به نمایندگان فشار می آورند . از سویی دیگر کار مجلس به گونه ای است که نمایندگان سه روز در هفته جلسه علنی و چندین و چند جلسه در کمیسیون ها و ده ها جلسه در حاشیه آن و نشست در سطح وزرا دارند که کار خیلی سختی است . اما بیرون یک چیز دیگری می گویند که نمایندگان نشسته اند و کاری انجام نمی دهند در حالیکه این نشست ها فقط برای چهار ساعت است که برای همین چهار ساعت باید رای بدهند ، پشت صحنه  مفاد و طرح ها را مطالعه بفرمایند ، آن را پیگیری و بعد از آن مشورت کنند و نهایت بعد از این فرآیندها به مسائل منطقه بپردازند و مطالبات را به وزرا اعلام نمایند . کار نمایندگی آن هم بدون دستیار و همکار واقعا سخت و دشواری است . این حرف شما در کل حرف درستی است اما تبصره هایی دارد . یکی این است که ما افرادی در مجلس داریم که پیگیر مسائل حوزه انتخابیه هستند و در کنار آن فعالیت خوبی در کارهای مجلس دارند یعنی بخشی از موضع شما به توانمندی و برنامه ریزی نمایندگان بر می گردد . نکته دیگر در مورد این احزابی که شما فرمودید ، من به شدت معتقدم که احزاب مزاحم ارتباط نزدیک با مردم نیست چون خود حزب می خواهد که از مردم رای بگیرد . حزب دو کار مهم انجام می دهد یکی کادر را تربیت می کند و نگاه های ملی را الغا می کند دیگری این است که کشور دارای برنامه می شود . ما یکی از ضعف هایی که شما به آن اشاره دارید همین مساله است . ما در کشورمان یه مقداری به خاطر شرایط تاریخی نسبت به حزب مقداری بدبینی وجود دارد ، یه مقدار هم ما به آن اضافه می کنیم . یعنی افرادی که صاحب تریبون هستند ، طوری صحبت می کنند که حزب بد است لذا این سوار بر آن حافظه تاریخی می شود و کار را مشکل تر می کند . در حالی که از لوازم دموکراسی تشکیل احزاب است که این تشکیل به معنای قطع ارتباط با مردم نیست . چون خود آن تشکیلات باید با مردم در ارتباط باشد لذا این ضعف را باید جبران کرد . تا وقتی که یک همفکری بین رجال سیاسی ما به وجود نیاید این رخ نخواهد داد . تعداد احزاب سیاسی ما کم نیست ولی شما در صحنه جامعه رشد و پیشرفتی از احزاب نمی بینید که یک حزب به جایی برسد و اعلام کند که من می توانم این تعداد از کرسی های مجلس را دارم و برنامه ام را جلو می برم . اکثر رئوسای جمهوری می گویند که ما معتقد یا وامدار حزبی نیستیم و این یک حسن شده است . زمانی که این یک حسن در جامعه تلقی شود ، کار احزاب جلو نمی رود ولی اگر یک وفاق ملی بین رجال سیاسی رخ دهد و قبول کنند که ما با آرا و حمایت این احزاب به ریاست جمهوری یا نمایندگی رسیده ایم و به آنان اعتقاد داریم باعث میشود که در درجه اول رجال ملی ما رشد می کنند .یعنی در درون احزاب مباحثی که صورت می گیرد در سطح ملی و منطقه ای خواهد بود و رشد منطقه ای و ملی رقم می خورد . البته باید ساز و کار آن را به وجود آورد می گویند . خلا قانونی وجود دارد در حالیکه قانون آن موجود است . الان هم دوباره می گویند که قانون احزاب را درست کنیم . می شود در قانون  سهم احزاب را تعریف کرد ولی درد ما این نیست .باید در افکار عمومی این مساله نهادینه  شود . در واقع تا زمانی که رجال ملی ما تحاشی داشته باشند از انتصاب به حزب این امر محقق نمی شود . شما  همین حالا اگر رجال ملی چه آنان که مقام و مسئولیتی دارند و چه آنانی که از مسئولیت کنار رفته اند را ردیف کنید و بگویید که در فلان حزب یا تشکل باشید می گویند که ما حمایت می کنیم ولی عضو نمی شویم چون فرهنگی باب شده که «ما حزبی نیستیم». یعنی  اگر کسی بخواهد ملی باشد نباید حزبی باشد . این گرفتاری بزرگی است که ایجاب می کند فکرها درست شود.  من کاملا به کار تشکیلاتی اعتقاد دارم . اداره امور کشور بدون تشکیلات مدنی قوی خوب در نمی آید و باید کمک کرد.
به مساله هسته ای بپردازیم . شما زمانی دبیر شورای عالی امنیت بودید و سرپرست تیم مذاکره کننده بودید . وقتی که توافق نامه هسته ای ژنو بسته شد،  دوست نداشتید که عقد توافق نامه در زمان شما صورت بگیرد . عقد توافق نامه همان طور که خود شما شاهد بودید نمود خوبی از تیم مذاکره کننده در جامعه شکل داد . اساسا فکر می کنید که به چه دلایلی توافق نامه ژنو در زمان شما انجام نگرفت ؟ شرایط مهیا نبود یا تیم مذاکره کننده نتوانست از پس کار به خوبی بر آید ؟
خیلی از عوامل در این موضوع دخیل است . یعنی تیم مذاکره کننده در یک ظرف زمان و مکانی می تواند این کار را انجام بدهد . اولا من سهم بیرونی را در این  مسائل خیلی زیاد می دانم . یعنی کشورهای بزرگ یه تصوراتی داشتند که این تصورات به حل مساله کمک نمی کرد  و تا این تصورات زدوده نمی شد  ، رسیدن به توافق امکان پذیر نبود . ما دو سه مدل کار با غربی ها داشتیم . یکی اوایل کار بود که غربی ها بحث را شلوغ کردند و سه وزیر به سعدآباد آمدند و آن مباحث را راه انداختند که با وجود اختلافاتی که وجود داشت ایران قبول کرد تا طرف غربی ظرف مدت محدودی مسائل ما را در آژانس حل کند و ما دارای حق غنی سازی باشیم نه اینکه نداشته باشیم ولی دیگر مشکلات بین المللی ایجاد نشود . اگر به خاطر داشته باشید  به مدت دو سال ایران فعالیت و برنامه های هسته ای را با این تعهد که آنان حتما به وعده های خود عمل می کنند تعلیق کرد ولی در آخر با یک جواب «نه» بزرگ مواجه شدیم . آنان زیر تعهد زدند  و قبول نکردند . این مدل نشان می داد که غرب تصورش از این فشارها این بود که ایران را منصرف کند . یعنی می گفتند ایران به چیزهایی دست پیدا کرده و حالا زمانی است که با فشار از میدان به درش کنیم . گاهی هم در مذاکرات می گفتند که ورود شما به این صحنه توازن منطقه ای را بر هم می زند و از این قبیل حرف ها را به ما می گفتند. یک مدل دیگر که چاره ی دیگری جمهوری اسلامی نداشت اینکه بگوید خیلی خب شما نمیخواهید تا ما دانش هسته ای داشته باشیم پس خودمان شروع می کنیم . این ایراد به آنان وارد است که بعد از دوسال تحمل ایران نپذیرفتند. من برداشتم این است که غربی ها فکر می کردند ایران به فناوری هسته ای نخواهد رسید . اینکه می گویم کدهایی از آنان دارم .  مثلا یه زمانی  ما غنی سازی را انجام دادیم که آنها  قدری ناراحت شدند و شلوغ کردند . بعدش به من در جلسه ای گفتند فرض کنیم که شما این تشکیلات را ساختید و تا این مرحله پیش رفتید . حالا میله سوخت را چه می کنید . به آنان گفتیم که خوب به دانش آن میرسیم و می سازیم یا شما یدهید و از آن استفاده کنیم . گفتند محاله که شما به دانش ساخت آن برسید . اینقدر تکنولوژی آن بالاست که امکان ندارد به آن دست پیدا کنید  . ببینید هنوز در ذهنشان و قسمتی از فکرشان بود که ما نمی توانیم به دانش هسته ای دست پیدا کنیم پس به این نتیجه رسیدند که فشار بیاورند . وقتی رسیدیم به این مرحله از دانش هسته ای ، دیدگاه و فکر غرب جور دیگری شد که دیگر ایران توانست و این تکنولوژی را بدست آورد لذا نحوه رفتار شان را عوض کردند .این  یکی از دلایل آن بود . البته نمی خواهم بگویم که در این مدت اشکالات درونی نداشتیم .  مشکلات درونی  و  بعضی از رفتارها سایه بر این موضوع می انداخت . در واقع این افکار کمک می کرد که غربی ها با لجبازی هایشان بهانه ای پیدا کنند . ببینید  این تقاضایی که غرب برای مذاکره با ایران داشت فکر می کنید برای این دولت است  ؟ برای این دولت که نبود از دولت قبل شروع شد . ایران هم هیچ وقت نمی گفت که مذاکره نمی کند . چرا پس به نتیجه نمیرسید؟
شما فکر می کنید علت چه بود؟
 بعضی ها می گویند با آمدن دولت جدید فضا تغییر کرد و این توافق صورت گرفت . حالا فضا هم تغییر کرد ولی این ها تقاضایشان برای مذاکره قبل از این دولت بود . چرا ؟ به دلیل اینکه آنها فهمیدند ایران از یک حدی گذشت و حالا باید نوع سلوک را عوض کنند . تحریم هم کردند ولی حل نشد . ایران هم رو به جلو می رود . پس باید این موضوع را از طریق سیاسی حل کنند . این درست مثل قضیه سوریه است . در مساله سوریه از روز اول می گفتند باید بزنیم و قال قضیه را بکنیم . بعد دیدند که نمی شود  همه آمدند  و گفتند راه حل سیاسی . این مشکلی است  که آنان در مسائل منطقه تدبیر درست ندارند . این یک نکته است که باید به آن توجه کرد . نکته دیگر البته مسائل مذاکرات همیشه تاثیر داشته و دارد . من همیشه هم گفتم که تاکتیک ها همیشه استراتژی ها را تغییر نمی دهد بلکه  تسهیل کننده هستند . اگر کسی در مذاکرات، استراتژی اش این باشد که مذاکرات به نتیجه نرسد فقط قصدش این باشد  در مذاکرات  شما را منصرف کند و شما هم نخواهید که منصرف شوید . هر تاکتیکی که به خرج دهید او استراتژی خودش را تغییر می دهد . اما اگر  استراتژی اش این باشد که با شما به یک تفاهمی برسد . تاکتیک ها موثر خواهد بود  . لذا شرایط ، شرایط متفاوتی بود . یعنی ظرف زمانی یک چیزی را به آنان تحمیل کرد . من  به شما عرض می‌کنم اگر ایران در این  فاصله این پیشرفت ها را نکرده بود محال بود پشت میز مذاکرات هسته ای به شما تکنولوژی هسته ای بدهند . اگر امروز شما در خاورمیانه نقش  آفرین هستید می گویند که با شما مشورت کنیم و اگر نقش آفرین نباشید اصلا محلتان نمی گذارند . پس صاحب این تکنولوژی شدن قدری زحمت داشته است و باید  این زحمت را می کشیدیم . حالا این زحمت از طریق مذاکره به بار نشسته  است . ایران نمی گفت که با مذاکره مخالف است ، آنها بودند که بازی در می آوردند.  البته یک زمان هایی برای حل این مشکل وجود داشت . در دوره آقای بوش او خیلی می زد زیر میز یعنی  تا نزدیک به حل می شد می زد زیر میز . داخل هم گاهی به یک شکل دیگر زیر میز می زدند و کار را خراب می کردند .  
آقای لاریجانی زمانی که شما پرونده هسته ای را بر عهده گرفتید . یک جمله معروفی را در مذاکرات داشتید که در پاریس مطرح کردید که ما « درٌ غلطان دادیم و آب نبات گرفتیم» . در واقع به نوعی منتقد سیاست های هسته ای آقای روحای بودید . اما اکنون به نوعی حامی سیاست های هسته ای صحبت می کنید . این تفاوت ناشی از چه چیزی است . در واقع ناشی از نوع نگاه ، نوع سیاست های نظام  است یا همین مواردی که شما به آن اشاره داشتید هست ؟
تفاوت در متن کار است . ما راجع به افراد که صحبت نمی کنیم . آن زمان هم آقای روحانی به تنهایی این تصمیم ها را که نمی گرفت . نظام این تصمیم را گرفت تا در کل این مسیر را طی کند و این  منتج به نتیجه نشد و دیدید که بعد از دو سال تعلیق چیزی گیر ما نیامد . پس باید  این روشن می شد که نتیجه ای نداده است ولی الان که آن زمان نیست . الان  تکنولوژی هسته ای کار می کند . آنها  شرایطشان تغییر کرده است . آنان نیاز دارند که با شما به تفاهمی برسند . چون اگر یکی استاد ریاضی بشود می توانید به او گفت که ما اجازه نمی دهیم در این دانشگاه تدریس کند ولی نمی شود که علم ریاضی را از او گرفت . شما صاحب این علم شدید . می توانند شما را تحریم کنند ولی نمیتوانند  این علم و تکنولوژی را از شما بگیرند . چراکه این علم دیگر بومی شده است . پس باید با شما کنار بیایند . شما باید از این مسیر عبور می کردید . حالا عبور کردید . می پرسید که با هزینه کمتر می شد از این مرحل گذشت ؟ بله با هزینه کمتر می شد از این مرحله عبور کرد . ولی در کل هزینه بر بود چون میزان دخالت بیرونی آن زیاد است . الان موقع تفاهم است . به نظر من آنان به این نتیجه رسیده اند که باید این کار را کنند . البته نه فقط هسته ای که در سایر مسائل آنان نیازمند ایران هستند . خب اقبال ایران هم برای اینکه این کار انجام بشود از قبل بود و حالا نیز هست . پس دو شرایط زمانی بود .
در فضایی هستیم که الحمد الله خیلی  از سیاست مداران ما ایده خوبی پیدا کرده اند . وقتی شرایط کنونی را با هشت سال قبل مقایسه می کنیم واقعا چهره های خوبی پیدا شده است . شاید از این بابت باید از آقای احمدی نژاد تشکر کرد چراکه مجموعا عقلای قم را به این نتیجه رساند که جزییات را خیلی پر رنگ نکنند . صحبت های شما را هر بار می شنویم با باورهای خودمان و دوستان کنار هم می گذاریم میبینیم که اختلافات بر سر مسائل جزئی است . سوال مجلس به عنوان مرکزی که همیشه می توانست در حفظ و ارتقای وحدت ملی در داخل تعادل ایجاد کند. مقام معظم رهبری فرمودند که راه ما اقتصاد مقاومتی است . وحدت ملی هم در کنار اقتصاد مقاومتی  در حوزه سیاسی یک بازدارندگی خیلی اساسی در مقابل دشمنان ایفا می کند  ولی اختلافاتی هست که از چند سال پیش باقی مانده و می شود با تدبیر حل کرد ،«استخوان لای زخم »و بهانه ای برای دشمنان خارجی شده که باید مسائل حقوق بشر جمهوری اسلامی بحل شود . فکر می کنید مجلس چقدر می تواند در این داستان پیش قدم باشد  . از یک سو قوه قضاییه را داریم که خود را مدعی در این ماجرا می داند و از سوی دیگر دیگر که دولت ادعایی در انتخابات کرده است . مجلس فکر می کنم نقشش در این ماجرا می تواند به عنوا پیشتاز در وحدت ملی ، آشتی ملی و برطرف شدن کدورت ها رقم زده شود.
همه باید تلاش کنند . مجلس  می تواند موثر باشد . رسانه ها می توانند موثر باشند  همه باید از این جهت فعالیت کنند . من یک نکته مهمتری را البته بگویم که احساس می کنم  اگر رسانه ها این مساله را بپذیرند می توانند  کمک زیادی  به کشور کنند. الان اگر از شما  سوال کنم که مهم ترین مساله کشور در سطح ملی چیست ، چه می فرمایید ؟
مسلما ، مباحث  بین المللی و اقتصاد.
البته  مسائل اقتصادی ما خیلی پر رنگ تر است . ولی اگر روزنامه ها را ورق بزنید واقعا احساس میکنید که مسائل اقتصادی اولویت است ؟  واقعا اگر بخواهیم به وفاقی در کشور برسیم اول باید خودمان تشخیص بدهیم که اولویت ما چیست؟ اگر اولویت مان مسائل  اقتصادی است که به نظر من روشن است که مسائل اقتصادی است . همین  اقتصاد ما در روابط بین المللی ما تاثیر می گذارد . شما نگاه به صحنه رسانه های کشور کنید . به جای آنکه  50 درصد به اقتصاد بپردازند 10 درصد هم نمی پردازند  . مابقی آن جدال ، درگیری و بعضی از مسائل بین المللی است  . من می گویم که دز این مسائل باید با اولویت های کشور مشخص شود . چرا رسانه ها را مهم می دانیم ؟ چون ما نمی توانیم شرایط کشور را با بخشنامه بهبود بخشیم .امکان پذیر نیست . باید یک وفاق ملی ایجاد شود . ولی چگونه ؟ بله رجال سیاسی مهم هستند که بگویند ولی رسانه ها خیلی مهم تر هستند . دو فایده و حسن دارند . یکی نقطه تمرکز مردم را بر مسائل اصلی روشن می کنند و نکته دیگر شما هستید که حامل نظرات مردم ، کارشناسان ، متخصصان و فعالان اقتصادی به دولتی ها  هستید . دولت مگر چقدر وقت دارد که با مردم بگذارد .  شما اگر بیایید مثلا به اقتصاد مقاومتی بپردازید. یکی از راه های آن این است که رونق تولید به وجود آید . برای رونق تولید باید ببینیم که این صنعت گر یا فعال اقتصادی اقتصادی چقدر مشکل دارد . مشکلش  چیست ؟ سرمایه در گردشش مشکل دارد. بانک ها به او وام نمی دهند . تجیزاتش کافی نیست . موا اولیه او مشکل دارد ؟ چقدر تعطیل هستند ؟ چقدر تعطیل نیستند ؟ ظرفیت  فعالیتشان چقدر است ؟ فاصله شان تا ظرفیت اصلی چقدر است ؟ مشکلات دامداران چیست ؟ اگر یک فضای جدی بخواهیم ایجاد کنیم اما اگر بخواهیم سرسری فضاسازی کنیم که نه . باید مشخص شود که مشکلات مثلا دامداران این است . این ها اتحادیه دارند افراد صاحب نظر دارند . حتی خیلی از آنان بهتر از کارگزاران ما می فهمند چون مجرب هستند و دستی در کار داشتند . برویم بپرسیم که مشکل را در چه می بیند . اگر به آنان کمکی بشود آیا در بازار کشور همسایه می تواند نفوذی کند . چرا ما صادراتمان ضعیف است . ببینید جایزه صادراتی را  با چه تاخیز زمانی می دهیم . می گویند ترکیه فلان . در همین ترکیه هرکسی که صادارت می کند کلی مشمول تخفیف می شود . شما  یک جایزه صادراتی نیم بند گذاشتید . بعد هم نمی دید .  خب این مسائل باید مطرح بشود . وزیر مربوطه بفهمد که زیر ذره بین قرار دارد. اتفاقا استفاده می کند از این موضوعات. نمایندگان استفاده می کنند . کل سلسله مراتب مدیریتی  کشور از رییس جمهور تا آن پایین ، مطالب را می خوانند آگاه می شوند . خواهش من این است که شما اهالی رسانه بشسنید با یکدیگر  صحبت کنید که اگر واقعا مساله اقتصاد مهم است ، آبادانی کشور را به صورت  فنی ، سطحش را در رسانه ها تعریف کنید . بیایید بنشیند بگویید حالا چون سال بعد اقتصاد مقاومتی هست ما اقتصاد را تجزیه تجزیه کنیم و در هر بخشی افراد کار کنند . دزش  هم در رسانه ها مشخص کنید . برای شما جالب است که مثالی بزنم  . من سفری  به هند رفته بودم . صبح که روزنامه ها را برای من آوردند . وقتی  روزنامه ها را ورق می زدم هر صفحه مربوط به یک بحث اقتصادی می شد . شاید 80 درصد مطالب اقتصادی بود و مابقی آن مربوط به بین اللمل و فرهنگ و هنرپیشه ها و سینما بود . بعد که اومدم  ایران دیدم دقیقا 80 درصد سیاست است و 20 درصد هم اقتصاد نیست. این است که مشکل را همچنان باقی گذاشته است . نمی گویم که همه مشکلات مربوط به این می شود . دولت و مجلس و همه تلاش کنند ولی سال آینده را بیاییم با یک مکانیزم دیگری شروع کنید. خودتان  تاثیر بگذارید در بهبود شرایط اقتصادی و اینکه  مسئولین مجبور شوند که در این حوزه کار کنند .
اجازه دهید که آخرین سوال را این گونه مطرح کنیم . شما رییس مجلس هستید . آیا از اینکه یکی از رئوسای مجلس پیشین در حصر هست ، ناراحت هسیتید یا خیر ؟
دلیلی ندارد که  ناراحت نباشیم . مگر ما دنبال این هستیم که مردم را ناراحت کنیم؟ این  سوال شما قدری عجیب است . هر کسی زندان برود ناراحت می شویم چه دلیلی دارد که جمهوری اسلامی افراد را زندانی کند . ولی این افراد مشکلاتی دارند  که باید از روش خاص خودش حل شود.
منظور شما از این روش خاص و تصمیم سنجیده در این مورد چیست ؟
یعنی  مکانیزمش هیاهوی رسانه نیست .  مثلا بعضی مواقع می بینم که مسائل هسته ای را به جوری مطرح می کنند که آدم فکر می کند مسائل هسته ای را می شود کف خیابان حل کرد .کف خیابان نمی شود مساله هسته ای را حل کرد . حتما باید  در مجمع های کاملا تخصصی حل بشود . اگر بخواهیم  منافع ملی را پیگیری کنیم . سنجیدگی این است که هر چیزی را در سطح و قواره خودش کار کنیم وگرنه با این جور روش ها نمی توان این مسائل را حل کرد ./
پایان پیام
ثبت نظرات
captcha
در آیینه رسانه ها

  سالانه حداکثر ۲۰ هزار نفر از معافیت های مرتبط با ایثارگران بهره مند می شوند/ تشریح شرایط معافیت

  اظهارات اخیر آمریکایی‌ها برای مشروعیت سازمان ملل نگران‌کننده است/عدم پایبندی آمریکا به توافق‌های بین‌اللملی در شورای امنیت بررسی شود

  راهبرد آمریکا بازی با تروریسم است و نه مبارزه با آن/باید نسبت به حضور آمریکا و ناتو در منطقه خود حساس باشیم

  دکتر لاریجانی:تحریم آمریکا علیه روسیه و ایران خلاف قواعد بین‌المللی است/ماتونیکو:در پایبندی ایران به برجام نباید هیچ شبهه‌ای داشته باشیم

  تاکید بر نتایج مثبت همکاری ایران و روسیه در مبارزه با تروریسم/ نقض مکرر توافق هسته ای از سوی آمریکا

  اظهارات ترامپ به اعتبار آمریکایی ها لطمه می زند/موضوعات را با دقت رصد و مطابق منافع ملت تصمیم می گیریم

  تک روی آمریکا در برجام به ضررشان تمام می شود/ مواضع آمریکا در صحنه بین‌الملل جدی گرفته نمی‌شود

  تشریح دلایل سفر به روسیه/برنامه ریزی برای حضور دردو کنفرانس مسائل امنیتی و بین‌المجالس جهانی

  بازارچه‌های مرزی برای تبادلات تجاری و اقتصادی ایجاد شود

  ضرورت حرکت به‌سمت دریافت سرمایه‌گذاری‌های خارجی برای تکمیل ناوگان ریلی/ با ارائه تسهیلات به کارخانجات برای حمل‌ونقل ازطریق ریل انگیزه ایجاد شود

صفحه رسمی اینستاگرام دکتر لاریجانی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی خبرگزاری خانه ملت پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله سید علی خامنه ای کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی کانال رسمی تلگرامی دکتر لاریجانی